تبلیغات
حکمت و حكایت - مطالب سخنان كوتاه حكیمانه

گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

بنده بودن یعنی همین!

تاریخ:دوشنبه 10 خرداد 1395-06:47 ق.ظ

بنده بودن یعنی همین!


 مادامى که گیلاس با بند باریکش به درخت متصل است؛
همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند.

باد، باعث طراوتش می شود،
آب، باعث رشدش می شود،
و آفتاب، به او پختگی و کمال می بخشد.

اما …
به محض پاره شدن آن بند؛
و جدا شدن از درخت،

آب، باعث گندیدگی؛
باد باعث پلاسیدگی؛
و آفتاب باعث پوسیدگی
و ازبین رفتن طراوتش می شود!

بنده بودن یعنی همین،
یعنی بند به خدا بودن،
که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل در فساد ما مؤثر خواهند بود.

پول، قدرت، شهرت، زیبایی…. تا بند به خداییم برای رشد ما، مفید و بسیار هم خوب است، اما به محض جدا شدن بند بندگی، همه آن عوامل باعث تباهی و فساد ما می شود.

اتصالتان با خدای بزرگ مستدام باد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هایلایت (270)

تاریخ:جمعه 31 اردیبهشت 1395-08:25 ق.ظ

 
 
برترین ها: جمله های زیبا، دلنوشته های دلنشین، اشعار ماندگار، پاراگراف های تاثیرگذار و بی‌نظیر از یک کتاب یا مقاله. همه این‌ها می‌تواند بهانه ای برای هایلایت کردن آن ها در کتاب، مجله و یا ذهنتان باشد.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فقط رمانتیک ها بخوانند (44)

تاریخ:سه شنبه 28 اردیبهشت 1395-07:03 ق.ظ

فقط رمانتیک ها بخوانند (44) 


فقط رمانتیک ها بخوانند (44)


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ارتباط تحصیلات با شعور!

تاریخ:یکشنبه 26 اردیبهشت 1395-07:27 ق.ظ

 


ارتباط تحصیلات با شعور!


متنی زیبا از پرفسور سمیعی: 

محله ما یک رفتگر دارد. صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم، سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود. 

همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است. گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش، سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند. 

به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است. تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395-09:02 ق.ظ

کتب مفید و آموزنده و بدون سانسور.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جمله های جذاب و خواندنی درد دل با خداوند

تاریخ:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395-08:02 ق.ظ

جمله های جذاب و خواندنی درد دل با خداوند

 

خدایا
گوش کن به التماس های من
شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام دست نیاز دراز
مرا گوش کن ، مرا بپذیر که جز تو ندارم قبله ای برای نماز
.
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی عجیب از سراسر دنیا

تاریخ:یکشنبه 29 فروردین 1395-08:32 ق.ظ

هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی عجیب از سراسر دنیا


1- جامایکا:
قبل از آن که از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.

۲- هاییتی:
اگر می خواهی جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهیT آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.

۳- لاتین:
یک خرگوش احمق، برای لانه‌ خود سه ورودی تعبیه می‌کند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می‌کند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندی.

۴- آفریقا:
هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسی اش می شود ، اگر در دیده‌ مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.

۵- روسی:
بشکه‌ خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.

6- اسپانیا:
برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم‌ مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه‌ مطلوب دست نخواهی یافت.

۷- روسی:
هر که چاقوی بزرگی در دست دارد، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.

8 - ژاپنی :
اگر می خواهی جای رئیس ات بشینی، پس هلش بده بره بالا !
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دین و درایت!

تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-06:49 ق.ظ

 دین و درایت!

 

آیت الله علامه برقعی قمی( ره) در خاطرات خود می نویسد : 

در خاطرم هست که روزی به قصد عیادت از بیماری در صف اتوبوس منتظر بودم که ناگهان یک ماشین شخصی جلوی من توقف کرد و سرنشین آن مرا به اسم صدا زد و گفت : 

آقای برقعی بفرمایید بالا ! 

نگاه کردم دیدم واعظ معروف آقای فلسفی است. سوار شدم. پس از سلام
 و احوال پرسی ، ایشان گفت : 

آقای برقعی کجایید؟ چه می کنید؟ خبری از شما نیست؟
 گفتم : جناب فلسفی به سبب عقایدم تقریبا خانه نشین شده ام و اگر می دانستید که عقایدم چیست ، شاید مرا سوار نمی کردید. گفت : 

مگر شما چه می گویید؟
 گفتم : من می گویم روضه خوانی حرام است ، کمک به روضه خوانی حرام است ، گفت : چرا؟
گفتم : چون روضه خوان ها آنچه را که می گویند ، اکثرا ضد قرآن است و در واقع با پیامبر و ائمه دشمنی می کنند.
آقای فلسفی گفت : حتی من؟! و پرسید : آیا منبر هم حرام است؟
 گفتم : آری منبر تو هم حرام است. گفت : چرا؟
برای تفهیم مطلب به او گفتم : 

آقای فلسفی، یادتان هست در دهه عاشورا در بازار به منبر رفته بودی؟
گفت : آری.  گفتم : من یکی از همان روزها که از بازار رد می شدم ،صدای شما را
شناختم و ایستادم که سخنان شما را بشنوم ، و شنیدم که می گفتی امام در شکم مادرش همه چیز را می داند ،
گفت : بله این موضوع در روایات ما ذکر شده.
 مقصود فلسفی روایاتی بود که دلالت دارد بر علم امام قبل از تولد ، از جمله روایاتی که می گویند ،( امام در شکم مادر از طریق ستون های نور که در مقابل اوست، همه چیز را می بیند )!
گفتم : ولی این مطلب اولا ضد قرآن است که می فرماید:
 
وَاللَّـهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۙ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.  ( سوره شریفه، نحل : آیه ٧٨)
خدا شما را در حالی که هیچ چیز نمی دانستید ، از شکم مادرانتان بیرون آورد و به شما گوش و چشم و دل داد باشد که سپاسگزاری کنید.
 ثانیا ، شما در آخر همان منبر گریز به صحرای کربلا زدی و گفتی :
هنگامی که امام حسین (ع) به طرف کوفه می آمد، « حر » جلوی او را گرفت و مانع شد که امام به کوفه برسد.
امام ناگزیر راه دیگری را در پیش گرفت و « حر » نیز آن ها را دنبال می کرد تا این که به جایی رسیدند که اسب امام (ع) قدم از قدم برنداشت و هرچه امام رکاب زد و کوشید و نهیب زد و هی کرد، مرکبش حرکت نکرد ، امام ماند متحیر که چرا اسب حرکتی نمی کند ، در آنجا عربی را یافت ، امام او را صدا زد و از او پرسید : 

نام این سرزمین چیست؟
عرب جواب داد : غاضریه ( قاذریه) . 

امام حسین (ع) سوال کرد : دیگر چه اسمی دارد؟
عرب گفت : شاطی الفرات ، امام پرسید : دیگر چه اسمی دارد؟
 گفت : نینوا ، امام پرسید دیگر چه اسمی دارد؟ گفت : 

کربلا! امام حسین (ع) فرمود : هان ، من از جدم شنیده بودم که می فرمود خوابگاه شما کربلا است.
سپس به فلسفی گفتم : آقای فلسفی، این امامی که شما در ابتدای منبر می گفتی در شکم مادر همه چیز را می داند و قرآن می خواند (چطور ، به اینجا که رسید، اول اسبش فهمید و آن سرزمین را شناخت و بعد امام (ع) ، و تازه پس از پرسیدن از یک عرب بیابانی محل را شناخت؟
 جناب فلسفی، این چه امامی است که شما ساخته اید؟ که نعوذ بالله اسبش پیش از او مطلع می شود؟
آیا این است حب ائمه؟ آیا این است معارف اسلام؟ چرا در مورد روایات بیشتر دقت و تامل نمی کنی؟!

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزیده ای از سخنان کوتاه امام محمد باقر (ع)

تاریخ:شنبه 21 فروردین 1395-10:26 ق.ظ

گزیده ای از سخنان کوتاه امام محمد باقر (ع)

با عرض تبریک فرخنده زادروز حضرت امام محمدباقر(ع) تعدادی از رهنمودهای اخلاقی ایشان تقدیم می شود.

احادیث امام محمد باقر علیه السلام,حدیث از امام محمد باقر (ع)

احادیث امام محمد باقر علیه السلام

امام باقر(ع) : از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که فرمود : صبح کن و روزت را بگذران که یاعالم باشی یا علم آموز و بپرهیز از این که عمرت در لذائذ غفلت زا و کامجویی های زیان بخش سپری گردد.      الحدیث جلد1 صفحه 54


 



ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خیانت به کلمات!

تاریخ:چهارشنبه 18 فروردین 1395-07:53 ق.ظ

 خیانت به کلمات!

 

بعد از هیتلر همه آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است...
اما یک چیز نابود شده هم بود که فقط ما روشن فکران آن را می فهمیدیم و آن خیانت هیتلر به "کلمات" بود.
خیلی از کلمات شریف دیگر معانی خودشان را از دست داده بودند، پوچ شده بودند، مسخره شده بودند، عوض شده بودند، اشغال شده بودند.
کلماتی مانند آزادی، آگاهی، پیشرفت، عدالت!


هاینریش بل




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------