گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

چند سخن کوتاه از چند اندیشمند آگاه

تاریخ:جمعه 23 مهر 1395-06:58 ق.ظ

 چند سخن کوتاه از چند اندیشمند آگاه

(توجه: بدون تایید یا رد؛نقد بر عهده مخاطبان فکور)


از آدم های مذهبی بترسید!
اینان به درجه ای رسیده اند که مطمئن هستند هر غلطی بکنند، اشکال ندارد، 

چون فکر می کنند با عبادت کردن جبرانش می کنند!
(دیتر هالروردن)


گاهی اوقات انسان ها دوست ندارند که حقیقت را بشنوند؛ 

زیرا باور ها و عقایدشان را زیر و رو خواهد کرد!
(نیچه)

روحانیون تنها یک خطر مهیب می شناسند و آن علم است.
(نیچه)

در یک جامعه بیمار، سالم ها بیمار محسوب می شوند.
(نیچه)

از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند، نباید هراسید. 

بلكه از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد، 

ولی" هرگز آن را نخوانده است "!
(نیچه)

دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است!
(ناپلئون بناپارت)

هر چه کشوری بیشتر مذهبی باشد، جنایت در آن زیاد تر است!
(ناپلئون بناپارت)

وقتی مروجین مذهبی به سرزمین ما آمدند،  در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما در دست زمین هایمان را داشتیم.
پنجاه سال بعد، ما در دست ،کتاب های مقدس داشتیم و آن ها در دست، زمین های ما را داشتند.
(جومو کنیاتا)

روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبیعى دو جنس حساسیت دارد،
اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.
(سوزان ارتس)

یک فیلسوف تابه حال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالی که روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند....
(دنیس دیروت)

خطرناک ترین نوع بشر کسی است که فهمش کم و اعتقاداتش زیاد است.
(آنتوان چخوف)

می توانسم تمام اعراب و یهودیان را قتل عام کنم، ولی بعضی از آن ها را زنده نگه داشتم تا دنیا بداند چرا اصرار به قتل عامشان داشتم!
(هیتلر)


وقتی که مردم بیشتر آگاه می شوند، کمتر به روحانی و بیشتر به معلم توجه می کنند.

کفر گویی اتهامی است که روحانیون برای دفاع از اعتقادات مذهبی که توانایی مراقبت از خود را ندارند ، ابداع کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بخشی از سخنرانی تاریخی امام حسین(ع)در صحرای منا

تاریخ:پنجشنبه 22 مهر 1395-10:26 ق.ظ

بخشی از  

 

سخنرانی تاریخی امام حسین(ع)در صحرای منا

 

 آزادمرد كربلا و پیامبر مكتب عاشورا در صحرای منی گویی از ورای قرن ها تاریخ، وضعیت امروز ما را می نگرد و خطاب به عالمان دین و متولیان آیین فریاد برمی آورد كه :

«...باری این چه وضعیت و چه مصیبتی است كه اصحاب درفش و دینار، این زورگویان خودسر بدمنش و چیره دستان بدكنش - به رغم این كه مبدا و معادی نمی شناسند و باور ندارند - فرمانروایی یافته 

و نهاد شریعت را به ازدواج نهاد قدرت درآورده 

و رسانه های تبلیغی را در اختیار گرفته و به استخدام خویش درآورده 

و در هر شهر و كوی و برزنی ،سخنوری بر منبر دارند 

و همه زمان و زمین را به اشغال درآورده و پوشش داده اند 

و مردمان را - بی هیچ گونه امكان دفاعی - به اسارت گرفته و به بردگی و بندگی كشیده اند ! 

ارزش ها را دچار ریزش و نیروها را دچار میرش كرده اند؟! »

 « خدایا ! تو گواهی و می دانی كه دغدغه من نه رقابت در قدرت و نه سبقت در كسب ثروت و شهرت است؛ 

بلكه بر آنم تا بر بام جامعه پرچم های دین به اهتزاز درآید 

و در جام جامعه نشانه های اصلاح آشكار شود، 

مگر تا بندگان خدا آسوده گردند

و تعهدات الهی سامان پذیرفته و انجام گیرد و بر زمین نماند.»

 « هان ! ای گروه عالمان ! به یاری ما برخیزید و به ما حق دهید؛ 

چه ، آن كه ستمكاران با همه توش و توان بر شما چیره گشته و سخت در خاموشی نور پیامبر می كوشند.»

                                      (برگرفته از تحف العقول،240/1384)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کدام بر که بگرییم؟/1

تاریخ:جمعه 16 مهر 1395-07:44 ق.ظ

کدام بر که بگرییم؟


ما برحسین؟ یا حسین بر ما؟!!/1

 

#شفیعی_مطهر

 

حسین جان ! اکنون قرن هاست که ما در هر کوی و برزن دردنامه تو را می سراییم و بر مظلومیت تو می گرییم ، اما تو بر بلندای قلل رفیع عزّت و حرّیّت ایستاده ای و همه انسان های حق باور و حقیقت پرور را به آزادی و آزادگی فرامی خوانی.

حسین جان ! ای سردار سپاه سپیده ! و ای سالار به خون تپیده ! 

ای طلایه دار سرخ شفق ! و ای طلیعه سپید فلق ! 

تو زنگار انحراف اموی را با فوّاره خون جوانانت زدودی و شعر بلند شهادت را با گلوازه های ایثار سرودی . 

 تو با خون یارانت ، فراخنای افلاک را ستاره باران کردی و پهنای خاک را گلباران نمودی . 

 تو دریا را در وسعت تحقیر کردی و آسمان را در رفعت .

 تو سپیده را در عصمت به پیکار خواندی و سپیدار را در حشمت .

تو سرو را در قامت خجل کردی و کوه را در استقامت .

تو چشمه سار را ایثار  آموختی و ایثار را با ثار آمیختی .

تو حجم وسیع کلمات را در ستایش خود به تنگنا کشاندی و واژه ها را به ژرفا نشاندی .

تراوش نوش سخنانت ، شهد را شرمنده کرد و سخنوران را بنده . 

 جهاد آزادی بخش تو ، ستمدیدگان را شهد عزّت بخشید و ستمگران را شرنگ ذلّت چشانید .

تو شیفتگان شراب وصل را شهد شهادت نوشاندی و فریفتگان سراب جهل را شرنگ مرگ .

تو با نبرد شکوهمند خود مستکبران را ذلیل کردی و مستضعفان را جلیل . 

تو زندگی با ذلّت را مرگ دانستی و مرگ با عزّت را زندگی.

 تو حیات جاودانه را در آیینه مرگ شرافتمندانه یافتی و مشتاقانه به سویش شتافتی . زندگی را پیکار در راه اندیشه نامیدی ، اندیشه ای که ریشه در کوثر رسالت داشته ، زلال وحی می نوشد و کلام رب می نیوشد .

 تو قائدین را الهام بخشیدی و قاعدین را قیام . 

بر شهیدان سروری و بر سروران ، رهبر .

 حسین جان ! این بخشی از کارنامه توست ....

و اما اکنون  بشنو که ما چه کردیم !

ادامه دارد....

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرا بپذیر ! همین گونه که هستم!

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-06:54 ق.ظ

 مرا بپذیر !

همین گونه که هستم!


من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم.

 من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم،

من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است

و تو هم به یاد داشته باش:

من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى،
 
و به یاد داشته باش

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،

منى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.

می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم،

چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسان‌هاست،

پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،

قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.


دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،

حسودان از من متنفرند، ولى باز می‌ستایند،

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،


چرا که من اگر قابل ستایش نباشم، نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى...


«سخنان منسوب به مهاتما گاندی»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمزهای عدد ۷ !!!

تاریخ:سه شنبه 6 مهر 1395-09:11 ق.ظ

رمزهای عدد ۷ !!!

عددی که همه علما و اهل دانش را متحیر کرد؟ عدد ۷ است !!!!


درآن حکمت خدا هست,که عدد۷ تعداد طبقات آسمان ها
تعداد ایام هفته ۷ است.
عجایب دنیا ۷تا است.
طواف دور کعبه ۷تا است
سعی بین صفا ومروه ۷تا است
نقاط تماس با زمین در نماز ۷تا است
آیات سوره فاتحه ۷تا است
تعداد دریاها ۷ تا است
۷عدد سنگ به شیطان زده می شود
معدن های اصلی روی زمین ۷تا است
۷نوع ستاره اصلی وجود دارد
تعداد مدارهای الکترونی ۷ تا است
نور مرئی ۷ رنگ است
اشعه نور غیر مرئی ۷ تا است
تکبیر دو عید ۷ تا
تعداد قاره خاکی ۷تا

" باخشوع بگوییم"
لااله الاالله محمد رسول الله
دقت کردید این اقرار از ۷ کلمه تشکیل شده

امیدوارم ... همه روزها براتون پر از خیر و برکت باشه .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وزارت پرورش انسانیت!

تاریخ:یکشنبه 4 مهر 1395-05:47 ق.ظ

 وزارت پرورش انسانیت! 

 

مهربان باشیم 


خیلی وقت ها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبه رو شدم.
چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود.
امتحانی که در آن، نادانسته های یک کودک بی دفاع، مورد قضاوت دانسته های معلم قرار  می گرفت.
امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم، نه با درست هایم.
اگر ده ها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آن ها می گذشت؛ اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد، غلط هایم بود.
دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است، داشته ها و توانایی هایم نیست، بلکه نداشته ها و ضعف هایم است.
آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم، اما ...
بعدها وقتی به برادر کوچک ترم دیکته می گفتم، همان گونه قضاوت کردم که با من شد و حتّی بدتر.

آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا دور غلط های برادرم خط بکشم.
نمی دانم قضاوت های غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی و معرفت و محبت دیگران می گذریم، اما با دیدن کوچک ترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهم تری از نوشتن به من می آموخت.
این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلط های دیگران خط نکشم.
بله، این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم، خوبی هاشان را ورق ورق مرور کنم!

واقعا با فرزندم دیکته کار نکردم و برای غلط های املاشم که معلم می گرفت، وقتی ناراحت می شد، بهش می گفتم اینا توی اون همه چیزی که بلدی هیچه ......فقط اینا رو هم یاد بگیر...
کاش آموزش و پرورشمون اول پرورش می داد و بعد به خودی خود آموزش هم کنارش می اومد...

کاش اسمش می شد وزارت پرورش انسانیت....کااااااش!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ!

تاریخ:شنبه 3 مهر 1395-08:29 ق.ظ

  ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ!


ﺧﺎﻟﺪﺣﺴﯿﻨﯽ در ﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﺩﺑﺎﺩﮎ ﺑﺎﺯ می نویسد:


ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮔﻨﺎﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺩﺯﺩﯼ اﺳﺖ !
ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :

"  ﭘﺴﺮﻡ! ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ "! 

ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ .ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ .. 

ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : 

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ؛ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ، ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﮑﻦ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ، ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ، ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ، ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ ،ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ، ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ، 

ﺑﯽﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ، ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ، ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ...
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ!

 @andishe_noviin




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ!

تاریخ:جمعه 2 مهر 1395-06:36 ق.ظ

 ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ! 

 

ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ !

 ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ " ﻧﻮﺍﺧﺖ . 

ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ، بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.

ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻧﻮﺍﺧﺖ . 

ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ "ﺍﺷﺮﻓﺖ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ" ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ می شد ، نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﺧﺘﻼﻓﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ندارد.

ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﻓﺮﻭﯾﺪ " ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺩ . 

ﺍﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻋﻘﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ اﻧﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ , ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﺸﺮ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ.



آزادی نه دادنی است
 نه گرفتنی!
بلکه آموختنی ست
برای همین خیلی ها از آن گریزانند!

با دوپینگ نمی شود جهان اولی شد!
راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده، بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد.
برای همین است که کتابخانه ها در جهان سوم امن ترین جا برای عنکبوت هاست !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعداد کوچک تر از یک!

تاریخ:سه شنبه 30 شهریور 1395-12:42 ب.ظ

اعداد کوچک تر از یک!


استاد ریاضی  در وقت خارج از درس ، می گفت :
اعداد کوچک تر از یک ، خواص عجیبی دارند .

 شاید بتوان آن ها را با انسان های بخیل مقایسه کرد . 


مثلا عدد (0.2) !!!
وقتی در آن ها ضرب می شوی یا می خواهی با آن ها مشارکت کنی، تو را نیز کوچک می کنند. 


3×0.2=0.6
وقتی می خواهی با آن ها تقسیم شوی یا مشکلاتت را با آن ها تقسیم کنی و بازگو کنی، مشکلاتت بزرگ تر می شوند.


3÷0.2=15
وقتی با آن ها جمع می شوی و در کنار آن ها هستی مقدار زیادی به تو اضافه نمی شود و چیزی به تو نمی آموزند.


3+0.2=3.2
و اگر آن ها را از زندگی کم کنی ،چیز زیادی از دست نداده ای !!!


3-0.2=2.8
زندگی ارزشمند خودتان را به خاطر آدم های کوچک و حقیر ، بی ارزش نکنید.



@benameAdam


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راز همیشه شاد بودن!

تاریخ:جمعه 26 شهریور 1395-04:15 ب.ظ

راز همیشه شاد بودن!


بزرگی را گفتند: راز همیشه شاد بودنت چیست؟
گفت:
دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم؛
فردا یک راز است، نگرانش نیستم؛
دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نمی خورم؛
و امروز یک هدیه است، قدرش را می دانم؛

از فشار زندگی نمی ترسم
چون می دانم که
 فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل می کند
می‌دانم
 خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست
ما اولین بار است
 که بندگی می‌کنیم
 ولی او قرن هاست که خدایی می کند
پس به او اعتماد دارم
برای داشتن این چنین خدایی همیشه شادم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :18
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------