تبلیغات
حکمت و حكایت - مطالب سخنان كوتاه حكیمانه

گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

راز همیشه شاد بودن!

تاریخ:جمعه 26 شهریور 1395-04:15 ب.ظ

راز همیشه شاد بودن!


بزرگی را گفتند: راز همیشه شاد بودنت چیست؟
گفت:
دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم؛
فردا یک راز است، نگرانش نیستم؛
دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نمی خورم؛
و امروز یک هدیه است، قدرش را می دانم؛

از فشار زندگی نمی ترسم
چون می دانم که
 فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل می کند
می‌دانم
 خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست
ما اولین بار است
 که بندگی می‌کنیم
 ولی او قرن هاست که خدایی می کند
پس به او اعتماد دارم
برای داشتن این چنین خدایی همیشه شادم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عنصر آگاهی!

تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1395-04:37 ق.ظ

عنصر آگاهی!



به همه کسانی که می توانند صدای من را بشنوند، می گویم که ناامید نباشید.... تنفر در انسان ها از بین خواهد رفت و دیکتاتورها خواهند مرد و قدرتی که آن ها از مردم گرفته اند به مردم باز خواهد گشت ، تا مادامی که انسانیت نمرده است ، آزادی از بین نخواهد رفت.
یک دیکتاتور کلا برای مردمش ترسناک است، و دیکتاتور تنها از یک چیز مردم می ترسد: آگاهی!


 دیکتاتور بزرگ/ چارلی چاپلین / سال 1940

 @DIALOGHMANDEGAR




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جملات تکان دهنده ی دکتر علی شریعتی درباره قرآن:

تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1395-04:17 ق.ظ


جملات تکان دهنده ی دکتر علی شریعتی درباره قرآن:

Картинки по запросу

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …

کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم… 

آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد!
قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند” چه کس مرده است؟ “چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.

یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند! … اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند، مستمعین فریاد می زنند ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است …
قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای! حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول معرفت  است یا یک رکورد گیری؟ 

ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند دانا کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم!!

مرحوم دکتر علی شریعتی، برگرفته از پدر مادر ما متهمیم، مجموعه آثار ۲۲




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟

تاریخ:چهارشنبه 24 شهریور 1395-10:58 ق.ظ

ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟


*ازﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :

" ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ "
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : " ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﻳﺎ، ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺎﻳﺶ ﺷﮑﺴﺘﻪ . ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﮔِﻞ ﻫﺎﯼ ﺭُﺱ ﻣﺎﻟﻴﺪ . ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺳﻤﺖ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﮔﺮﻓﺖ ﺗﺎ ﮔِﻞ ﺧﺸﮏ ﺷﻭﺪ . ﺍین طوﺭﯼ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﮔﭻ ﮔﺮﻓﺖ . ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﻣﺎﻓﻮﻕ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻭﺟﻮﺩ
ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻩ . ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺧﺪﺍ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ".
ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺸﻮﯾﺪ!
ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ می خوﺭﺩ .  

ﻭﻗﺘﯽ می میرﺩ، ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ می خوﺭﺩ .

ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﺍ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ می کند .

هیچ وﻗﺖ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ . ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ .

ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺭﺍ می ساﺯﺩ، ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺑﺮﺳﺪ، ﯾﮏ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ می توﺍﻧﺪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﺪ!
ﭘﺲ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻨﯿﺪ! 

 
کانال شفیعی مطهر     https://telegram.me/joinchat/BIdJOjvugFypj0yYYZKetw



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا بی شعور با احمق برابر است؟!

تاریخ:جمعه 5 شهریور 1395-06:38 ب.ظ


آیا بی شعور با احمق برابر است؟!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست ...بیمار است....
معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آن که موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....
بی شعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.

✅کسی که ساعت سه صبح بوق می زند ...بی شعور است.
✅کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد ....بی شعور است.
✅کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بی شعور است.
✅کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بی شعور است.
این ها بی شعورند...

حالا یا از نوع احمق بی شعور
یا از نوع پرفسور بی شعور....

احمق بودن درد ندارد؛
درمان هم ندارد،
ربطی هم به شعور ندارد،
بی شعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی..از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد..

بی شعوری واگیر دارد..
هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچ وقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بی شعور ها هستند.

یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان می بایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند.

بخشی از کتاب بیشعوری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سه گام با امام علی (ع)

تاریخ:شنبه 30 مرداد 1395-12:06 ب.ظ

سه گام با امام علی (ع)



گام اول:


دنیا دو روز است...یک روز با تو و روز دیگر علیه تو
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست، ناامید مشو...
زیرا هر دو پایان پذیرند ...

گام دوم:


بگذارید و بگذرید ..... ببینید و دل نبندید .
چشم بیندازید و دل نبازید.... 

که دیر یا زود ...... باید گذاشت و گذشت...

گام سوم:


اشک هاخشک نمی شوند مگر بر اثر قساوت قلب ها
و قلب ها سخت و قسی نمی گردند مگر به سبب
زیادی گناهان!



 @zibaandishan201




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند فراز از فیه ما فیه مولوی

تاریخ:سه شنبه 26 مرداد 1395-06:54 ق.ظ

چند فراز از فیه ما فیه مولوی

 

جملاتی از کتاب فیه ما فیه مولوی

این بار در ادامه مطالب #پاراگراف فارسی به سراغ کتاب فیه ما فیه مولوی رفته‌ایم.

کتاب فیه ما فیه که درس گفتارهای مولانا است و توسط شاگردانش گردآوری شده، شاید کمی از نثر امروز ما دور باشد. اما فهم آن در مقایسه با بخش‌های زیادی از مثنوی مولوی (خصوصاً دفتر سوم و پنجم مثنوی که سرشار از تجربه های عرفانی و توصیفات فلسفی و البته دشوار فهم مولوی است) برای خواننده‌ی غیرمتخصص ساده‌تر است.

امیدواریم مطالعه این بخش کوتاه انتخاب شده از کتاب فیه ما فیه برای شما هم آموزنده و الهام بخش باشد.

کتاب فیه ما فیه - درسگفتارهای مولانا - تصحیح استاد فروزانفر

در عالم خدا هیچ چیز صعب تر از تحمل محال نیست. مثلاً تو کتابی خوانده باشی و تصحیح و درست و معرب کرده ،یکی پهلوی تو نشسته است و آن کتاب را کژ می خواند. هیچ توانی آن را تحمل کردن؟ ممکن نیست و اگر آن را نخوانده باشی، تو را تفاوت نکند، محال مجاهده عظیم است.

اکنون انبیاء و اولیا خود را مجاهده نمی دهند. اول مجاهده که در طلب داشتند، قتل نفس و ترک مرادها و شهوات و آن جهاد اکبر است و چون واصل شدند و رسیدند و در مقام امن مقیم شدند، بریشان کژ و راست کشف شد.

راست را از کژ می دانند و می بینند، باز در مجاهده ای عظیم اند، زیرا این خلق را همه افعال کژست و ایشان می بینند و تحمل می کنند که اگر نکنند و بگویند و کژی ایشان را بیان کنند، یک شخص پیش ایشان ایست نکند و کس سلام مسلمانی بریشان ندهد.

الاّ حق تعالی ایشان را سعتی و حوصله عظیم بزرگ داده است که تحمل می کنند. از صد کژی یک کژی را می گویند تا او را دشوار نیاید و باقی کژی هاش را می پوشانند، بلک مدحش می کنند که آن کژت راست است تا به تدریج این کژی ها را یک یک ازو دفع می کنند.

همچنانک معلم کودکی را خط آموزد، چون به نظر رسد، کودک سطر می نویسد و به معلم می نماید. پیش معلم، آن همه کژست و بد. با وی به طریق صنعت و مدارا می گوید که جمله نیکی است و نیکو نبشتی، احسنت! احسنت! الاّ این یک حرف را بد نبشتی، چنین می باید و آن یک حرف هم بد نبشتی. چند حرفی را از آن سطر بد می گوید و به وی می نماید که چنین می باید نبشتن و باقی را تحسین می گوید تا دل او نرمد و ضعف او با آن تحسین قوت می‌گیرد و همچنان به تدریج تعلیم می‌کند و مدد می‌یابد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انسان ها برای چه می جنگند؟

تاریخ:شنبه 23 مرداد 1395-09:26 ق.ظ

  انسان ها برای چه می جنگند؟

در خاطرات نیل آرمسترانگ نوشته بود: 

من آدم حساسی نیستم.
 وقتی خانه‌ی والدینم را ترك كردم، گریه نكردم، 

وقتی گربه‌ام مرد، گریه نكردم، 

وقتی در ناسا كار پیدا كردم، گریه نكردم،

و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم، گریه نكردم، 

اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه كردم، بغضم گرفت. با تردید با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم، بازی می‌کردم. از ان فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود. ما بودیم و یک خانه ‌ی گرد آبی .با خود گفتم: 

انسان ها برای چه می جنگند؟…

شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیگران چگونه باید زندگی کنند؟

تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1395-10:44 ق.ظ

 دیگران چگونه باید زندگی کنند؟

 وقتی آدم هر روز همان افراد را ببیند،آن ها کم کم جزیی از زندگیش می شوند
و آن وقت می خواهند که او هم به آدم دیگری تبدیل شود.
اگر آدم آن طور که دیگران می خواهد، نشوند
از دستش عصبانی خواهند شد،
هرکسی فکر می کند که می داند دیگران چگونه باید زندگی کنند.
اما هیچ کس برای زندگی خود ایده ای ندارد.

 پائولو_کوئلیو

☑️ @mtrsap


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیبایی شناسی

تاریخ:سه شنبه 29 تیر 1395-09:52 ق.ظ

 زیبایی شناسی


کسی که در برابرِ موسیقیِ بتهوون، باخ و موتزارت، فروتنانه، سکوت اختیار کند، به تارِ جلیل شهناز، عودِ نریمان، آوازِ  شجریان و ترانه های شهرام ناظری، عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند، خیّام را گهگاه زیرِ لب زمزمه کند و تک بیت های نابِ صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که زیباییِ نستعلیق و شکسته، عظمتِ خوف انگیزِ کاشی کاری های اصفهان و اوجِ زیباییِ طبیعت را احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
شاید سخت، شاید دردمندانه، امّا بدونِ شک، به درستی زندگی خواهد کرد.

چهل نامه کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------