گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

چگونه می شود آمریکا را نابود کرد؟/طنز

تاریخ:یکشنبه 23 آبان 1395-10:26 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جایگاه مطالعه در پیشرفت جامعه

تاریخ:یکشنبه 23 آبان 1395-10:08 ق.ظ

پیامبر عظیم الشان اسلام(ص)رسالتش را با فرمان خواندن از سوی خداوند آغاز می کند و خداوند متعال به قلم سوگند یاد می کند و معجزه آفرینِ فرستاده اش را یک کتاب بنام قرآن کریم قرار داد.  

امام علی(ع):همانا پاداش دانشمند از شخص روزه دار و شب زنده دار که در راه خدا جهاد می کند بیشتر است. 

                   کتاب یک غذاست،یک نوشیدنی است ، وچنانچه مقوی باشد روح را تقویت می کند. 

                   کتاب خوب دروازه ای است بسوی جهان گسترده علم ومعرفت.  

امام صادق (ع):مطالعه ی بسیار و پیگیری در مسائل علمی باعث شکفتگی عقل و تقویت نیروی فکر است.

سقراط: جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه کار روزانه اش باشد. 

امام صادق (ع): به یکی از اصحاب خود فرمودند: 

دانش خود را بنویس و منتشر ساز در میان برادران دینی ات، پس چون مرگت فرا رسد، کتاب های خود را میراث اولادت قرار بده،براستی زمان آشفتگی و هرج و مرجی بر مردم خواهد آمد که در آن جز به کتب خودشان انس نمی گیرند.   

(مشکاه الانوار )

           بهترین سخن گویان و یاران ،کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند،می توانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی،سرِّ تو را فاش نمی کند و با کتاب است که می توانی به دانش و نیکی ها دست یابی.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانستنی‌ های جالب (115)

تاریخ:سه شنبه 18 آبان 1395-11:28 ق.ظ

دانستنی‌ های جالب (115)

 

برترین ها: در زندگی همه ما پیش آمده که برخی اصطلاحات را بدون دانستن ریشه و وجه تسمیه اش به کار ببریم و یا یک رسم و آداب خاص را به صرف تقلید از پیشینیان خود، بدون این که بدانیم چیست و از کجا آمده انجام داده باشیم. شاید اصلاً این موضوع برای شما اهمیت نداشته باشد و از به کار بردن اصطلاح و انجام دادن آن رسم بدون دانستن اصل و ریشه آن هم راضی بوده باشید، ولی جالب بودن قضیه و این که شاید دانستن آن برای شما هم جذاب باشد، ما را بر آن داشت که مطلبی با عنوان «دانستنی های جالب» را به صورت سریالی برای شما تدارک ببینیم و در اختیارتان قرار بدهیم.

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم!

تاریخ:پنجشنبه 6 آبان 1395-02:46 ب.ظ

 بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم! 


خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم...!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد.
باید که جای پایش در این دنیا بماند.
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود.
نیامده ایم تا جمع کنیم، آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ، دوستی را
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر می شود و بس! 

بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت.
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم...
_____________

چارلز بوکوفسکی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لقمه ی حلال از نظر مولانا

تاریخ:دوشنبه 3 آبان 1395-06:23 ق.ظ

لقمه ی حلال از نظر مولانا


آنچه ما می خوریم در روحیات ما تاثیر دارد، این که روزی ما و لقمه ما چه باشد، بی ارتباط نیست با این که "حال ما" چگونه باشد.
لقمه انسان باید حلال باشد، اما لقمه تنها آن خوراکی نیست که از راه دهان می بلعیم، لقمه هایی هست که ذهن ما و جان ما را تغذیه می کند.

ما روزانه سر سفره های مختلفی برای جسم و روحمان روزی برمی داریم، مهم است که بدانیم روزی  که به جسم و جانمان می رسانیم، حلال است یا حرام؟

مولانا یک عیار برای سنجش حلال یا حرام بودن روزی به ما می دهد:

اگر ما به طور مستمر در  دلمان احساس گرفتگی و تاریکی داریم، جایی  هم سفره شیطان شده ایم، اگرچه بی خبر:

تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین همشیره ای

اما نشانه لقمه حلال، چه لقمه غذای جسم باشد و چه خوراک روح و جان ما، آن است که نتیجه اش گرمی و روشنایی و کمال و امید و عشق و محبت نسبت به مردم است.

لقمه ای کآن نور افزود و کمال
آن بود آورده از کسب حلال

علم و حکمت زاید از لقمه حلال
عشق و رقّت آید از لقمه حلال

در مقابل، اگر در دل ما حسد و نفرت و خشم و غفلت از معنویات موج بزند، باید ریشه را در لقمه پیدا کنیم،
یک جایی، لقمه حرامی خورده ایم یا روزی ناپاکی به روح و جان خود داده ایم:

چون ز لقمه تو حسد بینی و دام
جهل و غفلت زاید ،آن را دان حرام

آنچه ما می خوریم، آنچه می نوشیم، آنچه می خوانیم، موسیقیی که گوش می دهیم، برنامه ای که تماشا می کنیم و...همه برای ما "لقمه" هستند، لقمه هایی که فکر ما و نوع نگاه ما به هستی و نوع رفتار ما را شکل می دهند:

لقمه،تخم است و برش ،اندیشه ها
لقمه، بحر و گوهرش اندیشه ها

حلال ترین قوتی که به ما می رسد ، آن است که نتیجه اش عشق به انسان ها و هستی و میل خدمت به خلق و البته میل پرکشیدن به سوی جهان معناست:

زاید از لقمه حلال اندر دهان
میل خدمت، عزم رفتن آن جهان...

مراقب باشیم سر کدام سفره می نشینیم و جان و روحمان را با کدام لقمه سیر می کنیم!

(؟)

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یتیم کیست؟!

تاریخ:جمعه 30 مهر 1395-07:52 ق.ظ

یتیم کیست؟!


 با این که بعد از مرگ مامان پروانه فهمیدم که دیگر باید خودم، خودم را بشورم؛ 

با این که بعد از مرگ بابا درک کردم که سنگ قبر پدری مهربان و دلسوز متری چند ضجّه است؛ 

با این که بعد از مرگ مامان بزرگ متوجه شدم که دیگر کسی خبر جوجه موجه ام را نمی‌گیرد، 

اما من، درست آن روزی یتیم شدم که آقا جون را خوابیده، روی دست بچه محل ها دیدم. یا کمی قبل تر. شبی که عمو زنگ زد و گفت: «حال آقاجون خوب نیست.»

عمو، استادِ دادن خبرهای این طوری است. آدم را آرام با مصیبت همراه می کند. گوشی را برنمی دارد که آقاجون مُرد. اول می گوید: «حالش وخیم است.» نیم ساعت بعد زنگ می زند که دعا بفرمایید. بعد پیام می‌فرستد دکترها گفته اند ان شالله تا صبح معجزه می شود. و آدم از همان لحظه اول می داند که ماهِ صورت آقاجون مدت هاست به فرشته ها لبخند زده.

مامان بزرگ همیشه می گفت: «بچه از مادر یتیم می شود.» 

بابا محسن می گفت: «از پدر.» 

آقاجون وسطش را می گرفت. می گفت «هم از پدر، هم از مادر.» 

من اما از آقاجون یتیم شدم. وقتی به پارچه های سیاه جلوی در نگاه کردم، وقتی کمر خمیده مامان بزرگ را دست انداختم و وقتی چشم های خیس بابا را دیدم. با خودم گفتم چاه علی(ع) مُرد.

 آقا جون چاه بود. به همان عمیقی، به همان سکوت، به همان بی قضاوتی. بلد بود موقعی که داری حرف می زنی، تو را نگاه کند. بلد بود حرفی نزند که دیوانه شوی. بلد بود شانه باشد و رفیق باشد و مرهم. لای غُرغُرهات می گفتی ماست سیاه است، می گفت آره بابا. ماستِ سیاهم هست. کاری نداشت به ماست بر می خورد یا نه. کاری نداشت علم جهان به هم می ریزد. کاری نداشت از فردا ماست ها باهاش قهر می کنند و ترش تر از همیشه می شوند. برایش مهم بود که تو، توی آن لحظه آرام شوی. گوربابای دنیا هم کرده.

و من گمان می کنم تنهایی، نه به خاطر معنی واقعی آن یعنی نبودن کسی در اطراف؛ که از یتیمی است. که آدم ها با وجود پدر و مادر و برادر و خواهر و دوست و آشنا هم یتیم اند. یتیمِ نداشتن. یتیم از دست دادن. یتیمِ جای خالی کسی که باید باشد و نیست. حالا هر چقدر مامان بزرگ بگوید بچه از مادر یتیم می شود و بابا بگوید از پدر؛ من باز هم می گویم آدم با از دست دادن کسی که رفاقت را بلد بوده. با نداشتنش.....

#مرتضی_برزگر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اگر عشق نباشد....

تاریخ:پنجشنبه 29 مهر 1395-05:21 ق.ظ

 اگر عشق نباشد....


 

آدمی تا به راه خویش است، هیچ است و حقیر.

درتوکّل به مطلق می رسد

و درعشق لایتناهی، نامتناهی  می شود.

اگر ایمان نباشد،زندگی تکیه گاهش چه باشد؟

اگرعشق نباشد، زندگی را چه آتشی گرم کند؟

 اگر نیایش نباشد، زندگی را به چه کارشایسته ای صرف توان کرد؟

اگرمیعادی نباشد، رفتن چرا؟

 

                                   دکترشریعتی

منبع:http://www.intellect.blogfa.com/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نذرهای خوب

تاریخ:چهارشنبه 28 مهر 1395-07:31 ق.ظ



نذرهای خوب


نذر حتما فقط دادن غذا در روزهای خاص نیست، هر چند این کاری پر قدر است .
نذر یعنی عهدی با خدا... 

می توان عهد بست:

1. تا چهل روز گفتار نیک داشته باشیم. خود به خود کردار نیک هم می آید.

2. می توانیم در جواب سوالاتی که نمی دانیم، سکوت کنیم،به جای آن که اطلاعاتی اشتباه دهیم.

3. می توانیم چند هسته میوه در باغچه خانه یا خیابان بکاریم و تا سبز شدن آن، از او نگهداری کنیم.

4. می توانیم موضوع خاصی را به دیگران آموزش دهیم.

5. می توانیم یک سال خرج تحصیل یک کودک نیازمند یا بی سرپرست را به عهده بگیریم.

6. می توانیم نذر کنیم هزینه داروی تهیدستی رو بدهیم.

7. می توانیم نذر کنیم یک ماه بدون عجله رانندگی کنیم.

8. می توانیم به بقالی یا سوپر مارکت محله بریم و بدهی های افراد ناتوان را پرداخت کنیم.

9. می توانیم هر جا چراغ روشن اضافه دیدیم، آن را خاموش کنیم.
 
10. می توانیم کتاب های بلا استفاده در خانه را به کتابخانه محل کار یا خانه هدیه دهیم.

11.می توانیم به دیدار سالمندان در سرای سالمندان برویم.

12. می توانیم با نشر این پیام دیگران را به تغییر دعوت کنیم.

هم اکنون عهدی با خدا ببندیم!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی!

تاریخ:دوشنبه 26 مهر 1395-07:17 ق.ظ

 عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی! 

 

عادت، ناجوانمردانه‌ترین بیماری‌ است، زیرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند...
هر دردی را و هر مرگی را...
در اثر عادت، در كنار افراد نفرت‌انگیز زندگی می‌كنیم...
به تحمل زنجیرها رضا می‌دهیم، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌كنیم ...
به درد، به تنهایی و به همه چیز تسلیم می‌شویم...
عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگی ا‌ست...
زیرا آهسته وارد می‌شود، در سكوت، كم‌كم رشد می‌كند و از بی‌خبری ما سیراب می‌شود...
و وقتی كشف می‌كنیم كه چطور مسموم  آن شده‌ایم ...
می‌‌بینیم كه هر ذرۀ بدن‌مان با آن عجین شده است...
 می‌بینیم كه هر حركت ما تابع شرایط اوست
و هیچ دارویی هم درمانش نمی‌كند."

اوریانا فالاچی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا خطّ سبز عزّت

تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1395-09:31 ق.ظ

عاشورا خطّ سبز عزّت 


#شفیعی_مطهر

 

  عاشورایی دیگر گذشت و داغی دیگر بر دل ها گذاشت!

 عاشورا قلّه ای است بلند و شکوهمند که قرن هاست پیروز و سرفراز بر بلندای تاریخ بشر ایستاده و سرود پویایی و پایایی را در گوش زمان زمزمه می کند. 

از این قُلّه رفیع رفعت دو خط موازی تا دامنه قیامت کشیده اند: 

یکی خط سبز عزّت و دیگری خط سرخ شهادت . 

زیست طیّبه هر مسلمان موحّد بر روی یکی از این دو خط استمرار دارد ، یعنی اگر می تواند در خطّ سبز عزّت می زیَد و گر نه در خطّ سرخ شهادت می میرد ....و راه سومی ندارد.

   در این دو خط سبز و سرخ - عزّت و شهادت - نه رنگی از ریا دیده می شود و نه زنگاری از جفا . 

در زیست طیّبه نه تعلّق به ناسوت راه دارد و نه تملّق به طاغوت.

  تكلّف گر نباشد خوش توان زیست          

تعلّق گر نباشد خوش توان مُرد

  انسان های عاشورایی نه زر و زور را برمی تابند و نه به سوی تزویر می شتابند. از این می گریزند و با آن می ستیزند. 

  اینان تا شور حسینی در سر و شعور حسینی را در دل دارند، این شعار حسینی را بر لب دارند:

  تا می توان در خاك و خون خُفت        

   چون می توان خواری پذیرفت؟

   یا زندگی با فخر و عزّت          

  یا مرگ با عزّ شهادت

  تا می توان با سادگی مُرد            

كی می توان شرمندگی بُرد؟

   آزاد مردان جبهه عاشورا و آزاد زنان حماسه كربلا در خشنودی معبود هر جفایی را جمیل می بینند و هر تلخی را تجلیل . 

   حضرت زینب (س) در پاسخ یزید در تحلیل واقعه عاشورا می فرماید:

« ما رایتُ الّا جمیلا » .

  منطق حال و زبان قال این شیرزنان و شیرمردان حسینی این است:

  گر شب پره خونم از گلو می ریزد         

  هر صبح شکوه شب فرو می ریزد

  تا منطق تو زور و زبان شمشیر است        

  خون از من و از تو آبرو می ریزد

  .... و اکنون در شامگاهان عظیم ترین و طولانی ترین روز تاریخ - عاشورای حسینی - زمین بر آسمان می نازد و با نمایش شکوه این حماسه سر بر می افرازد و بانگ می زند و این فریاد را سر می دهد:

 نكوتر بتاب امشب ای روی ماه      

  كه روشن كنی روی این بزمگاه

بسا شمع رخشنده تابناك      

  ز باد خــوادث فرو مُرده پاك

 بتاب ای مه امشب كه افلاكیان      

ببینند جانبازی خاكیان

  .. ما با دلی پرخون و رویی گلگون ضمن تسلیت این واقعه جانگداز عالم بشری به همه آزادگان زمین و حقجویان زمان ،موفقیت روز افزون همگان را در پویش راه عزت و كرامت حسینی را از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم و با پیامی کوتاه و تکان دهنده از سرور شهیدان (ع) سخن را به پایان می رسانیم:

النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا، والدِّینُ لَعقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ، فَإذا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ.

مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقۀ زبان‌شان است، تا زمانی كه آسایش‌شان برقرار باشد، گرد آن می‌چرخند و آن‌گاه که با آزمایش غربال شوند، دینداران اندک خواهند بود. (بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۳۸۳)

       باید به پا خاست و راه این رهرو راستین را ادامه داد. حسین، زیستن با عزّت می خواهد ، نه گریستن با ذلت !

كربلا درس حركت در جاده آینده است.

تصور كنید در جبهه كسی برای رسیدن به هدف ایثار كند و روی مین برود تا افراد دیگر از آن جا عبور كنند و به مقصد برسند؛ ولی بعد از شهادت او آن ها به جای این كه راه را ادامه دهند، تا به هدف برسند، بنشینند و فقط برای او گریه كنند!

 

شما را چشم در راهیم در کانال زیر:

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :18
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------