گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

لذت یک دست بودن!

تاریخ:دوشنبه 20 شهریور 1396-07:22 ق.ظ

لذت یک دست بودن!


کاش از انگشت های دستمان یاد می گرفتیم
یکی کوچک
یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی تر و یکی ضعیف تر
اما هیچ کدام دیگری را مسخره نمی کند
هیچ کدام دیگری را له نمی کند
و هیچ کدام برای دیگری تعظیم نمی کند
آن ها کنار هم یک دست و کامل می شوند
و می توانند کارها را به نحو احسن انجام بدهند

چرا ما انسان ها اگر از کسی بالاتر بودیم،
لهش می کنیم؟
و اگر از کسی پایین تر بودیم، او را می پرستیم؟

آری
باید باهم باشیم و کنار هم
نه کسی بنده است
نه کسی خداست
فقط مکمل همیم

آن گاه لذت یک دست بودن را می فهمیم!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر دو می گذرند!!

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1396-07:25 ق.ظ

هر دو می گذرند!!


✳️#پندانه

بزرگی  می گفت:

به پاهای خودت موقع راه رفتن نگاه کن.
دائما یکی جلو هست و یکی عقب.
نه جلویی به خاطر جلو بودن مغرور میشه.
نه عقبی چون عقب هست، شرمنده و ناراحت،
چون می دونن شرایطشون دائم عوض میشه.
روزهای زندگی ما هم دقیقا همین حالته.
دنیا دو روزه
روزی با تو ، روزی علیه تو
روزی که با تو هست، مغرور نشو

روزی که علیه تو هست، ناامید نشو. هر دو می گذرند.



مهم ترین اخبار مجلس و ایران و جهان را در  


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوره حرف خوب زدن دیگر تمام شده... !

تاریخ:شنبه 18 شهریور 1396-05:45 ق.ظ

دوره حرف خوب زدن دیگر تمام شده... !



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتیجه آمیختگى جهل با وضعیت هاى متفاوت در زندگى بشر:

تاریخ:یکشنبه 12 شهریور 1396-06:03 ب.ظ


نتیجه آمیختگى جهل با وضعیت هاى متفاوت در زندگى بشر:

1-  جهل + فقر    =  جُرم
2- جهل + ثروت   =  فساد
3- جهل + آزادی =  هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دین   =  تروریسم

حال به جای جهل، علم بگذار
بنگر علم با وضعیت هاى متفاوت زندگى چه می کند؛

1- علم + فقر    =  قناعت
2- علم + ثروت   =  نوآوری
3- علم + آزادی =  خوشبختی
4- علم + قدرت =  عدالت
5- علم + دین   = استقامت

این یک قانون است.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نامه ای از خدا...

تاریخ:یکشنبه 5 شهریور 1396-05:34 ب.ظ


چقدر عالیه این متن از استاد الهه‌ی قمشه‌ای...


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مثل عقرب!

تاریخ:یکشنبه 5 شهریور 1396-07:47 ق.ظ

مثل عقرب!


ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم.
بخیلیم؛بخیل!
خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه.
وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است. وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!


از کتاب کلیدر  / محمود دولت آبادی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند توییت برگزیده درباره مدعوین و غایبین مراسم تنفیذ

تاریخ:دوشنبه 16 مرداد 1396-12:15 ب.ظ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یك پند از وراى تاریخ!

تاریخ:سه شنبه 10 مرداد 1396-07:46 ق.ظ

یك پند از وراى تاریخ!

دکتور ویکتور - فرانکل - تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشویتس در پولند، معروف به كشتارگاه آدم سوزی، فرار کند. او در نامه ‌ای خطاب به آموزگارانِ سراسر جهان برای تمام تاریخ چنین نوشت:

"چشمان من چیزهایی دیده اند که چشم هیچ انسانی نباید ببیند. 

من اتاق ‌های گازی را دیدم كه توسط بهترین مهندسین طراحی می ‌شدند. 

من پزشكـان مـاهـری را دیدم كه کودکـانِ معصوم و بی‌ گناه را به راحتی مسموم می كردند. 

من پرستارانی کاربلد را دیدم ‌که انسان ‌ها را با تزریق یک آمپول به قتل می ‌رساندند. من فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که می ‌توانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند ! 

مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد. از شما تقاضا می کنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانش ‌آموزانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس از آن ها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به جانوران_روانی_دانشمند نشوند. پزشک یا مهندس یا اسقف و ملا شدن کار چندان دشواری نیست و هرکسی می ‌تواند با چند سال تلاش به آن برسد؛ اما به دانش ‌آموزان خود بیاموزید که بهترین و بزرگ ترین ثروت هر کدام از آن ها انسانیت است كه با هیچ عقیده و باوری و مدرک تحصیلی در جهان قابل مقایسه نیست" !


کاپی .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تفاوت گفتار

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-07:48 ق.ظ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخن علی (ع)

تاریخ:یکشنبه 28 خرداد 1396-11:06 ق.ظ


سخن علی (ع):


گوش کن کمیل!  دستت را به من بده تا باهم به دامن صحرا رفته و دمی را به مصاحبت هم بگذرانیم.
   
    آنگاه امام دست او را گرفت و هر دو باهم به بیرون شهر رفتند...
نسیم ملایمی تپه ها و دشت های اطراف شهر را نوازش می داد؛
هوا ارام و صاف بود.
 
   دست امام  دست نوازشگر؛ دستی که در پناه قدرت او بی پناهان و محرومان احساس ارامش و اسایش کرده اند.  همچنان  دست کمیل را می فشرد.

  وقتی به بیرون شهر رسیدند؛

امام آهی سراسر اندوه؛ آهی عمیق و سوزان...  کشید!
آهی که ,,موج طنین اش تا قیامت بر فراز آسمان ها الهام بخش  مردان خدا می باشد.

تو گویی... سنگ ها؛ صخره ها؛ ریگستان ها؛ و نخلستان ها و تجلیگاه ظهور هستی همگی گوش؛ خاموش؛ بیدار ؛ شنوا و فرمانبردار  امام شده اند!!!
سخن امام از دانش و دانشمند  شروع می شود و به آنجا ختم می یابد؛ که امام آرزوی دیدار مردمی را کرده است که  شایستگی خلافت و  نمایندگی خدا را پیدا کرده اند.

       .....  آه  آه   شوقا الی رویتهم...

یا کمیل بن زیاد؛ ان هذه القلوب...
   ای کمیل! این دل ها ظرف هایی هستند و بهترین آن ها فراگیرنده ترین آن هاست.
پس آنچه را می گویم از من نگهدار:

مردم سه دسته اند: دانشمندی خداپرست؛ و دانشجویی بر راه رستگاری؛ و مگس هایی فرومایه در لباس انسان های نابخرد؛ که به نور دانش روشن نگشته و به پایه ای استوار پناه نبرده اند.

 ای کمیل! دانش از مال بهتر است؛ دانش تو را نگه می دارد؛ در حالی که تو نگهدارنده مال هستی.
گرد آورندگان مال تباه شدند در حالی که دانشمندان در دل ها  زنده و پایدارند.

آنگاه امام با اشاره به سینه اش فرمود:
    هان... در اینجا  دانشی فراوان است؛ اگر برای آن پذیرندگانی می یافتم...
در حالی که نگاه نافذ و عمیقش را به افق های دوردست دوخته بود؛
خدایش را صدا زد:
   خدا؛ آری... زمین هیچ گاه از قیام کننده بحق در راه خدا  چه آشکار و چه پنهان خالی نمی ماند!!!

و ایشان چندند و کجایند؟؟؟
      به خدا سوگند؛ آن ها از نظر تعداد بسیار اندکند؛ در صورتی که از نظر ارزش و منزلت در نزد خدا بسیار بزرگوارند؛
خدا به وسیله آن ها حجت ها و دلایل روشن خود را حفظ می کند!!!
علم و دانش با بینایی حقیقی به ایشان روی آورده؛ و آسایش یقین را دریافته اند؛
پس آنچه را خوشگذران ها ناهموار و دشوار شمرده اند، نرم و آسان یافته اند و به آنچه نادان ها از آن رمیده اند؛   خو گرفته اند...

با بدن هایی که ,,جان های,, آن ها به جای بالاتری آویخته است  در دنیا  زیست کرده اند.

آن ها... ,, خلفا  و نمایندگان خدا,,  در زمینش  و ,,دعوت کنندگان,, به سوی دینش هستند؛........
          آه ! آه !   شوقا الی رویتهم
که ,,آرزومند  دیدار ایشانم,,

     انصرف...  یا  کمیل!
بر گردیم  کمیل !!!


    ,,نهج البلاغه فیض الاسلام
ص  ۱۱۴۵

   


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------