منوی اصلی
حکمت و حكایت
گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند
  • یک  نکته  از هزاران


    کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ

                    فیلسوف است

    کسی که راست و دروغ برای او یکی است،

                    چاپلوس است

    کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید

                         دلال است

    کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد،

                           گدا است

    کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد

                          قاضی است

    کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد

                           وکیل است

    کسی که جز راست چیزی نمی گوید

                           بچه است

    کسی که به خودش هم دروغ می گوید

                        متکبر است

    کسی که دروغ خودش را باور می کند

                          ابله است

    کسی که سخنان دروغش شیرین است

                       شاعر است

    کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ می گوید

                        همسر است

    کسی که اصلا دروغ نمی گوید

                      مرده است

    کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد

                      بازاری است

    کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد

                    پر حرف است

    کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند

               سیاستمدار است

    کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند

                        دیوانه است

    شکسپیر می گوید:

    وقتی می توانستم صحبت کنم، گفتند:
    گوش کن...
    وقتی می توانستم بازی کنم ، مرا کار کردن آموختند...
    وقتی کاری پیدا کردم ، ازدواج کردم...
    وقتی ازدواج کردم ، بچه ها آمدند...
    وقتی آن ها را درک کردم ، مرا ترک کردند...!!!
    وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، زندگی تمام شد...!  
            
                زیبا زندگی کنید

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • بلندهمتان


     به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه بر نگذرد

     سلام و درود خدا، درصبح پاک
     به همت بلندان، تاریخِ تابناک

    《میلتون》 با وجود این که نابینا بود، می‌نوشت...

    《بتهوون》 در حالی که ناشنوا بود آهنگ می‌ساخت...

    《هلن کلر》 در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می‌کرد...

    《رنوار》 در حالی که دست‌هایش دچار عارضه رماتیسمی بود، نقاشی می‌کرد...

    《مجسمه ساز مکزیکی 》بعد از قطع دست راستش، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند...

    تو هم می تونی علی رغم سختی‌ها و مشکلات خودت رو به هدفت برسونی ،، شک نکن.


    .. ما امیدمون به خداست نه ناخدا و ڪدخدای بی خدا!


    ☀️

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 بهمن 1398 08:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کجای کار می لنگه؟!!


    از عالمی پرسیدند
    آدرس امام زمان کجاست؟
    کجا می شود حضرت را پیدا کرد؟
    عالم گفت :
    آدرس حضرت در قرآن کریم آیه آخر سوره قمر است که می فرماید:
    هرجا که صدق و درستی باشد، هر جا که دغل کاری و فریب کاری نباشد، هرجا که یاد و ذکر پروردگار متعال باشد، امام زمان آنجا تشریف دارد.
    به گمانم با این اشارات آدرس ایشان در یکی از کشورهای اسکاندیناوی است که دادگاه هایش به دلیل نبود پرونده و دعاوی حقوقی سالی یک روز باز است !
    و نه در کشوری با نام اسلامی که به قول رئیس قوه قضائیه 15 میلیون پرونده در دادگاه ها منتظر رسیدگی هستند و زندان هایش با پنج برابر ظرفیت دیگر جای خالی ندارند و باید زندان های جدید ساخته شوند .
    فایده کلاس اخلاق؛ نماز جمعه؛ دعای کمیل؛ زیارت عاشورا؛ راهیان نور؛ محرم و صفر؛ ایام فاطمیه؛ پیاده روی کربلا؛ ماه رمضان؛ اعتکاف و..... چه بوده ؟
    پس چرا خروجی نداره و این همه فساد؛ اختلاس؛ دزدی؛ فاصله طبقاتی؛ پارتی بازی؛ بیکاری؛ فقر؛ بیماری و.....؟
    کجای کار می لنگه؟!!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • یک نامه کوتاه و پرمغز


    مردی نامه ای به محضر سیّدالشّهداء(ع)نوشته و در طیِّ آن تقاضا می کندکه مرا به خیردنیا و آخرت راهنمایی بفرمایید.
    إمام(ع)در جواب می نویسد:

    بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرَّحیمِ أَمّابعد فَإِنَّ مَن طَلَبَ رِضَی اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللهُ أُمُورَالنّاسِ وَ مَن طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَکَلَهُ اللهُ إلَی النّاسِ:

    هرکس در صدد جلب خشنودی خداوند باشد هر چند مردم از او ناراضی شوند،خداوند او را ازمردم حفظ می کند و أمر او را کفایت می کند، أمّا کسی که برای جلب خشنودی و رضایت مردم،خدا را به غضب می آورد خداوند او را به مردم وامی گذارد و نظر لطف خود را ازاو بر می دارد.
    (نقل از اختصاص شیخ مفید)(۲۴)

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 بهمن 1398 05:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • نیاز به قهرمان

    آندریا : «سرزمین فلاکت‌بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد.»

    گالیله : «نه، آندریا ! سرزمین فلاکت‌بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد؛ زیرا جامعه‌ای که منتظر قهرمان و نجات‌دهنده است، جامعه‌ای با اکثریت هشیار و بیدار نیست.»

     

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 بهمن 1398 08:52 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  •  برای تربیت فرزندانت چه می کنی؟!

    بزرگی را گفتند: تو برای تربیت فرزندانت چه می کنی؟!
    گفت: هیچ کار
    گفتند: مگر می شود؟! پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟!
    گفت: من در تربیت خود کوشیدم، تا الگوی خوبی برای آنان باشم.
    فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های بیهوده ای که خود عمل نمی کنند.
    تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، پایان زندگی است.
    ولی اگر با نیروی داخلی بشکند، آغاز زندگی است.
    همیشه بزرگ ترین تغییرات از درون شکل می گیرد.
    درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت متولد شود.
    آنگاه خودت را خواهی دید....
    اهل دلی می گفت:
    تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ تحولت مهم است.
     اهل کجا بودنت مهم نیست، اهل و بجا بودنت مهم است.
     منطقه زندگیت مهم نیست، منطق زندگیت مهم است.
    درود بر کسانی که دین دارند و تظاهر ندارند.
     دعا دارند و ادعا ندارند.
     نیایش دارند و نمایش ندارند.
    حیا دارند و ریا ندارند.
    رسم دارند و اسم ندارند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • چرا عبادت کنیم؟


    روزی جوانی از من پرسید: 

    خداوند که به عبادت ما نیازی ندارد، پس چرا عبادتش کنیم؟

    گفتم: جوان! فکر کن در اتوبوس به سمتِ تهران حرکت می‌کنی و همسفری داری که از کلام تو حس می‌کند نیازمند هستی. هنگامی که تو خواب هستی مبلغی در جیب تو قرار می‌دهد و تو نمی‌فهمی. او زودتر از تو پیاده می‌شود و تو زمان پیاده‌شدن متوجه می‌شوی که او پول را گذاشته و رفته است.

    آیا به دنبال او نمی‌گردی که نشانی از او داشته باشی تا از او تشکر کنی؟ هر چند اگر او نیازی به تشکر تو داشت همان اول کار از تو می‌خواست تشکر کنی تا بعد مبلغ را به تو بدهد.

    پس چرا دنبال خدایی که این همه نعمت به ما داده است نمی‌گردیم تا بدانیم او کیست و چه باید کنیم تا بتوانیم شکر نعمت‌هایش را هر چند که ممکن نیست به جای آورده باشیم؟

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • یک دقیقه سکوت!

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر خجالت کشیدن مردی که درآمدش کفاف زندگیشو نمی داد و پای رفتن
     به خونه رو نداشت!

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر شرمندگی مردی که لباس چروکیده دست دوم رو به نام جنس خارجی تن بچش کرد به رویش خندید و در خفا اشک ریخت!
     
    یک دقیقه سکوت
    به خاطر زنی که با شرافت تمام غرورش را زیر پا گذاشت و خونه تکونی دیگران رو
     انجام داد ولی تسلیم هیچ نامردی نشد!

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر تبسم مصنوعی بر کنج لب زنی که چرخ کرده سنگدونی مرغ رو به جای گوشت چرخ کرده به خورد بچه ی در آرزوی کبابش داد!

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر مستاجری که سر درد رو بهونه کرد و دستمال بر سر بست و پتو بر سر کشید و گریه کرد که صاحبخونه در قبال اجاره های عقب افتاده جوابش کرده بود

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر بچه ای که خجالت کشید و تو کوچه نیومد و با حسرت از لای در همبازی های لباس نو بر  تن رو دید زد زیر گریه!

    یک دقیقه سکوت
    به خاطر صدها هزار مردی که در این اوضاع وخیم اقتصادی کارشان را از دست داده اند و  شرمنده  زن و بچه ی شان شده اند و هر روز خبر اختلاس میلیاردها دلار پول بیت المال را می شنوند!!

    یک دقیقه سکوت به خاطر مرگ #انسانیت....✍️
    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • نامه امیرالمومنین  به حاکم مکه


    عصرها در میان مردم بنشین و به سوالات آن ها پاسخ بده.
    افراد جاهل را آموزش بده و با دانشمندان سخن بگو.
    هیچ واسطه‌ای بین تو و مردم به جز زبانت نباشد.
    هیچ پرده‌ای میان تو و مردم به جز چهره‌ات نباشد.
    هیچ حاجت‌مندی را از ملاقات خود محروم نساز.


    (مستدرک الوسائل ، جلد ۹، صفحه 358)

    امیدوارم مورد توجه حاکمان امروز هم قرار گیرد! تا به جای شعار،علی وار رفتار کنند!


    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 آذر 1398 06:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چهار جمله از چهار کودک 

    که در تاریخ بشر با خط سیاه حک شده است

    1⃣ اولین جمله از یک دختر سوری بود که در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت :
    همه چیز را به خداوند خواهم گفت .

    2⃣ دومین جمله از دختر معصومی که از وحشت در جنگ سوریه ، از صحنه جنگ فرار می کرد ، خطاب به خبر نگاری که می خواست ازش فیلم بگیرد در حالت گریه و زاری گفت :
    عمو، به خاطر خدا عکسم را نگیر چون بی حجاب ام .

    3⃣ سومین جمله از دختری کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت :
    ای الله ،چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم نان خوردن نداریم. مرا به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم .

    4⃣ و چهارمین جمله از یک دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود . دکتر در حال آماده شدن برای عمل جراحی بود تا دستش را قطع کند . دخترک گفت : آقای دکتر،آستینم را پاره نکن جز این لباس دیگر ندارم .
    .
    .
    لعنت به سیاست ،
    لعنت به جنگ ،
    لعنت به جنگ افروز ،
    لعنت بر ظالم متجاوز ،

    آخرین ویرایش: جمعه 26 مهر 1398 04:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 24 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو