گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

جمهوری آمریکایی یا روسی؟!/طنز

تاریخ:پنجشنبه 12 بهمن 1396-07:57 ب.ظ

جمهوری آمریکایی یا روسی؟!/طنز



خاطره ای از ٤٠سال بیش برایت می نویسم ،دوست داشتی و پسندیدی باز نشربده ،،،

سال ٥٧ درچنین روزهایی درتهران و مخصوصا جلو دانشگاه غوغا و جلساتی دائمی بود .
در مورد رفتن شاه و استقرار جمهوری سلیقه ها مختلف،،،
در یكی از این بحث ها ،،،
شخصی با شور بسیار از جمهوری نوع امریكایی صحبت و دفاع كرده و استدلال می كرد كه،،،
در أمریكا این قدر آزادی هست كه تو بروی درب كأخ سفید را بزنی ،،
و آن هنگام كه كارتر درب را باز كرد،به او بگویی :
كارتر ،،،آدم احمقی است !
آخر ،آن زمان كارتر رییس جمهور امریكا بود.

و آن دیگری كه از جمهوری آن هم از نوع آن روز شوروی سابق دفاع می كرد، در پاسخ او گفت. :

این كه چیز تازه ای نیست،شما در شوروی هم اجازه داری كه به كاخ كرملین رفته و درب بزنی و هركس درب را باز کرد ،روی به او نموده و بگویی:

كارتر آدم احمقی است!




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طنز تداعی

تاریخ:پنجشنبه 12 بهمن 1396-05:35 ق.ظ


طنز تداعی

آدم خودش یک جا نشسته ، اما فکرش هزار جا میره !!! زنم  ازم خواست که از نونوایی سرِ کوچه مون دوتا نون بخرم ... یهو به یاد نون سرِ کوچه مون افتادم  .  هم وزنش کم شده و هم قدش کوتاه !!! باز قدیما چهارتا مامور برای سرکشی و یا به قول خودشون بازرسی به نونوایی ها می آمدند و چونه های خمیر رو وزن می کردند .. حالا دیگه از این سرکشی ها خبری نیست . میگن با پول و رشوه خریدنِشون !!!! یعنی  دهن شون رو بستند !!!  خدار به دورکنه ایشاالا ، دور ه ی آخرالزمونه !!! رشوه خوری و حق حساب گرفتن یهو منو به یاد مرحوم عموجان انداخت . خدا رحمتش کنه . توی این فن استاد قابلی بود . از خودش شنیدم که می گفت بیشترِ ارباب رجوع ها رو توی پارکِ مقابل اداره می بینه !!! می گفت اون جا راحت و به دور از چشم بد خواهان اسکناس های رشوه یا شیرینی رو از دست مردم می قاپید و میذاشت توی جیب شلوار گَل وگشادش !!!
 گقتم شلوار گَل و گشاد  یهویی یاد ِدهه ی شصت افتادم . اون وقتا که شلوارهای چهار پیلی عقب و شیش پیلی جلو مُد شده بود . اون وقتا که مدیرا و روسا با دوچرخه می آمدند سرِکار و تمام هّم وغّم شون  رسیدگی به مشکلات ارباب رجوع بود . نه مثل حالا که با خودروی سیصد چهارصد میلیونی از در عقبِ اداره یواشکی میان و میرن !! تازه ارباب رچوع رو عینهون موی دماغ می بینند .....ایش ..... خاک بر سر شدیم .
یادش بخیر. اون وقتا کی جرات داشت توی اداره جات حرف از رشوه بزنه !!!! وزیر نگو عین باقلوا ، نجیب، سر به راه ، کار راه انداز . مثل فرشته ها بودند . خدا رحمت شون کنه  . خیلی هاشون رفتند جبهه و شهید شدند .  خدا عالمه با این گَندِ دماغا تومنی صَنّار توفیر داشتند . نور به قبرشون بباره  ایشالا !
گفتم دهه ی شصت یهو یادم افتاد که ..........
  بهمن ماه سال هزار و سیصد و شصت ازدواج کردم . مراسم ِ عروسیمون چه ساده و با صفا برگزار شد ؟ !!  واسه ی تامین مخارج ازدواجم ده هزار تومن قرض کردم . پول کیکِ عروسی ما فقط هشتصد تومن شده بود و یک پیکان آلبالویی رنگ مدل جوانان رو گُل زدیم و باهاش رفتیم دنبالِ عروس . دهه ی شصت دهه ی زرشک پلو با مرغ بود . ماهم به مهمون ها ، نهار زرشک پلو با مرغ دادیم .
گفتم زرشک یک دفعه  به یاد شربت زرشک افتادم . تو گرمای تابستون چه حالی می داد . خنک بود و مطبوع و دلچسب ......زرشک .....زرشک.....آی زرشک ......زررررررشک!


#فرهاد_بیژنی



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قاب خیال

تاریخ:یکشنبه 8 بهمن 1396-08:42 ب.ظ


✍️

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاعری و خشتمالی!

تاریخ:جمعه 6 بهمن 1396-08:50 ق.ظ

 شاعری و خشتمالی!


می گویند روزی سعدی شیرازی خشت مالی را دید که شعر های او را غلط و غلوط می خواند، ناراحت شده به میان خشت هایی که برای خشک کردن در آفتاب گذاشته بود، دوید و شروع کرد به خراب کردن آن ها. خشتمال فریاد زد:
چه می کنی؟ من برای این ها زحمت کشیده ام.
سعدی هم گفت: من هم برای شعرهایم زحمت کشیده ام ! 

خشتمال چون سعدی را شناخت، گفت:

هر که در شیراز بود و خورد مُفت
می تواند شعرهای خوب گفت
گر دو روزی خشت اندازی کنی
اردک از پشتت در آید جفت، جفت



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پسر کو ندارد نشان از پدر....

تاریخ:چهارشنبه 4 بهمن 1396-07:57 ق.ظ

 

 پسر کو ندارد نشان از پدر....




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حجابت را رعایت کن!

تاریخ:یکشنبه 1 بهمن 1396-11:59 ق.ظ

 حجابت را رعایت کن!


مساحت ایران 1%از مساحت جهان است. 


جمعیت ایران هم 1% از جمعیت جهان است .


منابع ایران 9% از منابع در جهان است .


 بنابراین رفاه ایرانیان باید 900 % سایر کشورها باشد، اما نیست!


می دانید چرا؟!


منم نمی دانم.


شما هم زیاد پیگیر نشو و نپرس !


فقط خواهرم! حجابت را رعایت کن!!✋️

 

@jokjok1

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا اختلاس ها پیگیری نمیشن؟

تاریخ:شنبه 30 دی 1396-05:49 ب.ظ

 چرا اختلاس ها پیگیری نمیشن؟


می دونین چرا اختلاس ها پیگیری نمیشن؟


میگن یک روز یه دزد و یه نابینا مقداری آلبالو خریدند. قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه.

وسط کار نابینا مچ دزد گرفت و گفت: مرتیکه! چرا مُشت مُشت می خوری؟

 دزده گفت: تو که کوری، از کجا فهمیدی؟ 

نابینا گفت: از اینجا که من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نمیگی!!

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساعت دروغ سنج! .طنز

تاریخ:شنبه 30 دی 1396-07:45 ق.ظ

 ساعت دروغ سنج! .طنز

 

شیخی

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انگشت مقام آفرین!!/طنز

تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1396-11:54 ق.ظ

 انگشت مقام آفرین!!/طنز




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیوه مدیریت دولتی در ایران!/طنز

تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1396-09:17 ق.ظ

شیوه مدیریت دولتی در ایران!/طنز


دو خلبان نابینا !که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند.
زمانی که خلبان‌ها وارد هواپیما شدند، زمزمه‌های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام كند دوربین مخفی بوده است.

 اما در کمال تعجب و ترس آن ها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد ،چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
 یکی از خلبانان به دیگری گفت:

« می ترسم یکی ازهمین روزا مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن ‌کنند و ما نفهمیم کی باید از زمین بلند شیم، اون وقت کارهمه‌مون تمومه !»

شما اکنون و پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شدید...
شاد کام باشید، ولی جیغ رو بزنید!!
⭕️⭕️



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :35
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------