تبلیغات
حکمت و حكایت - مطالب طنزهای حكیمانه

گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

طنز تلخ نخبگان!!

تاریخ:سه شنبه 28 شهریور 1396-07:04 ق.ظ

 طنز تلخ نخبگان!!

 

اﺯ یکی ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻦ ﭼﻨﺪﺗﺎ بچه ﺩﺍﺭﯼ؟

ﻣﯿﮕﻪ: ٤ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ
ﺍﻭﻟﯽ : ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺑﺮﻕ
ﺩﻭﻣﯽ : ﻣﻬﻨﺪﺱ ﻣﻌﻤﺎﺭ
ﺳﻮﻣﯽ : ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺍﯼ ﺗﯽ
ﭼﻬﺎﺭﻣﯽ : ﺩﺯﺩ

ﻣﯿﮕﻦ: ﭼﺮﺍ ﭼﻬﺎﺭﻣﯽ ﺭﻭ ﺍﺯﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﻨﺪﺍﺯﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟

ﻣﯿﮕﻪ:  ﻫﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺧﺮﺝ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻩ، ﺑﻘﯿﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭﻥ!



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دزدان چه می کنند؟

تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1396-10:01 ق.ظ

 دزدان چه می کنند؟


توریستى به ایران آمد.
دید عده ای از مردم در مسجد غذا می خورند!
 پرسید: مگر مسجد جاى نماز نیست؟
گفتند: نماز را در دانشگاه تهران می خوانیم!
پرسید: مگر دانشگاه محل روشنفكران نیست؟
گفتند: روشنفكران در زندان هستند!
پرسید: مگر زندان جاى دزدان نیست؟
گفتند: نه، دزدان به امور ملت رسیدگی می كنند!

Join

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

«پَهن تر» یا «پِهِنِ تر»؟!!

تاریخ:جمعه 24 شهریور 1396-09:40 ق.ظ

«پَهن تر» یا «پِهِنِ تر»؟!!


دکتر شفیعی کدکنی:
هوشنگ ابتهاج تعریف می‌کرد: در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم، دیدم قبل از این که بذارنش تو قبر، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولاتِ تر گوسفند ، توی کف قبر ریختن.
از یک نفر که این‌کار رو داشت انجام می‌داد، سوال کردم که: 

این چه رسمیه که شما دارید؟
گفت: توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت‌هاست برا مرده‌هامون این‌کا‌ر رو انجام می‌دیم!
می‌گفت که چون برام تعجب‌آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم: کجاش نوشته؟
طرف هم رفت تو بخش آیین کفن و دفن میت و آورد که بفرما اینجا.
دیدم نوشته :

کف قبر مسلمان، مستحب است یک وجب پَهن‌ تر باشد!



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فسادستیزی با اماله!

تاریخ:چهارشنبه 22 شهریور 1396-06:12 ق.ظ

 فسادستیزی با اماله!


آقامحمدخان قاجار به علت افراط در خوردن دچار بیماری معده شد .

طبیب آوردند و طبیب با توجه ب امکاناتِ آن زمان ، اِماله ( تنقیه ) تجویز کرد .

اماله وسیله ای به شکل قیف است که انتهایی دراز دارد .
نوک آن کج است و مایعاتِ روان کننده به وسیله آن از پایین به روده بیمار وارد می شود .

آقامحمدخان که فردی متعصب بود و اماله را باعث تحقیر و توهین به خود می پنداشت، فریاد زد :
چه کسی را اماله کنند ...؟؟!!!

حکیم ترسید و گفت :
هیچ قربان ...گفتم بنده را اماله کنند  تا شما خوب شوید .

آقامحمدخان بدون تفکر و شاید از روی عصبانیت ،دستور به اماله حکیم داد .

در همین زمان ، دردِ معده ی شاهِ قاجار نیز فروکش کرد .

شاه این را به فال نیک گرفت و از آن به بعد هر گاه آقا محمدخان بیمار می شد،
دستور می داد طبیب را دراز کنند و طبیبِ بی چاره در حضورِ شاه اماله می شد .

مملکتِ ما هم امروز همین طور اداره می شود .

هر گاه فسادی بر مَلا می شود ، دستور می رسد که افشاکننده را دراز کنند و اماله نمایند تا فساد از مملکت رخت بربندد !!

به حول و قوه ی الهی ، هر روز موارد فساد در مملکت کمتر می شود !!

همین طور پیش برویم نه خبرنگارِ سالمی باقی می ماند ، نه فسادی !!!



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تضادِّ رفتار با گفتار!

تاریخ:یکشنبه 19 شهریور 1396-07:06 ب.ظ

تضادِّ رفتار با گفتار!




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جدیدترین علل ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ

تاریخ:پنجشنبه 16 شهریور 1396-07:59 ق.ظ


جدیدترین علل ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ



ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ – ﻋﻠﺖ : ﺭﻓﺎﻩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺮﺍنی هاﯼ ﺍﺧﯿﺮ
ﺯﺧﻢ ﺑﺴﺘﺮ – ﻋﻠﺖ : ﮐﻨﺪﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﻠﻮد کردن

ﭘﺎﺭﮔﯽ ﺭﻭﺩﻩ – ﻋﻠﺖ : ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ اخبار

مرگ مغزی - علت : تلاش برای درک و فهم مبالغ اختلاس شده

ﺩﻕ ﻣﺮﮒ – ﻏﺼﻪ ﺣﺎﺻﻞ از دیدن فقر و جنایت و بیکاری در اروپا

فقط آخری

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر ​OK​

تاریخ:دوشنبه 13 شهریور 1396-06:19 ق.ظ


شعر  ​OK​

خدایا وضعِ دنیا را ​OK​ کن
دلِ ما ناok ها را ، ​OK​ کن

غم و اندوه،انصافاً زیاد است
بساطِ شادیِ ما را ​OK​ کن


دراین دوران که بابا ​نان​ ندارد
دل دارا و سارا را  ​OK​ کن

در آن عالم ،بِرس اوّل به مجنون
برایش ، وصل لیلا را  ​OK​ کن

برای تُرک شیرازیِّ حافظ
سمرقند و بخارا را  ​OK​ کن

​پرایدم​ ، شصت جایش ، ضربه خورده
اقلّاً یک ​تویوتا​ را ​OK​ کن

ندیدم خیری از دیروز و امروز
برایم خیر فردا را  ​OK​ کن

تمام چیزها هم گفتنی نیست
خودت ​بعضی قضایا​ را ​OK​ کن

گنهکارم، ولی توی بهشتت
برایم خواهشاً جا را ​OK​ کن

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

♨️فرق بین گاو پرست با خدا پرست قلّابی!

تاریخ:چهارشنبه 8 شهریور 1396-06:48 ق.ظ


♨️فرق بین گاو پرست با خدا پرست قلّابی!

اخبار 20:30 چندی پیش فیش حقوقی معاون بیمه تامین اجتماعی رو نشون داد:
مبلغ دریافتی:
278/566/520 ریال !!!
(بیست وهفت میلیون و هشتصدوپنجاه وشش هزارو ششصدوپنجاه ودوتومان)
نکته جالب توجه قسمت دریافت وام ایشون بود:
مبلغ وام دریافتی:
4/800/000/000ریال
(چهارصدوهشتاد میلیون وام دریافتی )
و قسمت جالب تر:
مبلغ ماهانه قسط وام:
5/700/000ریال
(پانصدوهفتاد هزارتومان)
یعنی بنده خدا...
باید تقریبا 90سال دیگه وام رو پس بده!!

و حالا ....

زین العابدین عبدالکلام
به مدت پنج سال رئیس جمهور کشور هند بود.
او چند روز پیش(27ژوییه 2015) در سن هشتاد سه سالگی درگذشت و ملت هند را به عزا نشاند.
تلویزیون ملی هند دارایی و ثروت او را چنین اعلام کرد:
سه دست کت و شلوار
شش عدد پیراهن
یک عدد ساعت مچی
دو هزار و پانصد جلد کتاب
یک آپارتمان دولتی که مدت ها پیش به جامعه دانشمندان هند تحویل داده شد.
موجودی بانکی صفر.
تنها دارایی او دعای یک ونیم میلیارد جمعیت هندوستان که همراهش بود!
این هندوی گاو پرست کجا؟!
 و معاونین خدا پرست ما کجا؟!

داغ

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عمو سبزی فروش!

تاریخ:شنبه 4 شهریور 1396-09:36 ق.ظ


عمو سبزی فروش!


داستان زیر مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت احمدشاه قاجار برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای دکتر جلال گنجی فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» این را نقل کرده اند:
«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد احمد شاه قاجار تحصیل می کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراتور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشورشان را بخوانند. ما بهانه آوردیم که عدۀ‌مان کم است. گفت: 

اهمیت ندارد.از برخی کشورها فقط یک دانشجو اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد و سرود ملی خواهد خواند.
چاره‌ای نداشتیم دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم.
به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: 

این ها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و کسی هم که اینجا فارسی بلد نیست که بداند و اعتراض کند.
اشعار مختلفی از سعدی و حافظ با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی شد به‌ صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم:
بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم: 

هم آهنگین است و هم ساده. 

بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی شود. 

گفتم: بچه‌ها گوش کنید... 

و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: 

عمو سبزی‌فروش... بله. سبزی کم‌فروش... بله. سبزی خوب داری؟ ... بله. فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم.
با توافق همدیگر، «سرود ملی» به این‌ صورت تدوین شد:
عمو سبزی‌فروش... بله
سبزی کم‌فروش... بله
سبزی خوب داری...بله
خیلی خوب داری؟... بله
عمو سبزی‌فروش... بله
سبزی کم فروش ... بله
سبزیت گِل داره ... بله
درد دل داره... بله
سیب کالک داری... بله
من و دوسم داری... بله
عمو سبزی‌فروش... بله
من نعنا می خوام... بله
تو رو تنها می خوام... بله
……………
خلاصه این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه با یونیفورم یک‌ شکل و یک‌ رنگ از مقابل امپراتور آلمان عمو سبزی‌فروش خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما که دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراتور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت.


منبع فصلنامۀ «ره‌ آورد» شمارۀ 35



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پدرسوخته بازی!!

تاریخ:جمعه 3 شهریور 1396-07:11 ب.ظ

 پدرسوخته بازی!! 


روزی شیخی وارد یک آسیاب گندم شد.
دید آسیاب به گردن الاغ بسته شده، الاغ می چرخید و آسیاب کار می کرد. به گردن الاغ یک زنگوله آویزان بود .
از آسیابان پرسید: برای چه به گردن الاغ زنگوله بسته اید؟
آسیابان گفت: برای این که ایستاد، بدانم کار نمی کند!
شیخ دوباره پرسید: خب ،اگر الاغ ایستاد و سرش را تکان داد، چه؟

 آسیابان گفت:
شیخ !خواهشاً این پدرسوخته بازی ها رو به الاغ یاد نده

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------