گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

یخ زدگی مغز انسان ها!

تاریخ:دوشنبه 28 خرداد 1397-06:05 ق.ظ

یخ زدگی مغز انسان ها!


ﻧﺰﺩﯾﮏ ۴۰ ﺳﺎﻟﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭ ﺩﻋﺎ ﻭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﯾﻢ؛
٨ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻧﺼﻒ ﺩﻧﯿﺎ ﺟﻨﮕﯿﺪﯾﻢ؛
١٦ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﻫﺴﺘﯿﻢ!!!
ﭼﻪ حکمتیه ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﮥ ﺩﻧﯿﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ می کنند؟؟!!!
ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻗﻄﺐ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﯿﺸﻪ،
ﺩﺑﯽ، مركز تجاری ﺁﺳﯿﺎ ﻣﯿﺸﻪ،
ﮐﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛
ژاپن کل بازار الکترونیک جهان رو به خودش اختصاص میده.
ﻗﻄﺮ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺸﻪ!!!
ارمنستان اولین درآمدش صادرات برق به ایران میشه،
تایلند اولین مشتری توریستش ایرانی ها میشن،
اسپانیا زعفران ایران رو می گیره و اولین درآمدش صادرات زعفران به دنیا میشه.
اون وقت ﻣﺎ ﺍﺯ ﺳﻮﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺑﻨﮕﻼﺩﺵ ﻓﻘﯿﺮ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﯿﻢ؛
ﺗﻮ ﺻﻒ ﺳﺒﺪ ﮐﺎﻻ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ می میرﻧﺪ!!!...
كجای ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ؛؟؟؟؟؟
ﯾﺎ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺭﻭ، ﻋﻮﺿﯽ می خوﻧﯿﻢ،
ﯾﺎ ﺩﻋﺎﯼ ﻋﻮﺿﯽ می خوﻧﯿﻢ،
ﯾﺎ ﻋﻮﺿﯽ ﺩﻋﺎ می خوﻧﯿﻢ،
ﯾﺎ ﺑﺎ ﻋﻮﺿﯽ ﻫﺎ ﺩﻋﺎ می خوﻧﯿﻢ،
ﯾﺎ ﻋﻮﺿﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﺩﻋﺎ می خوﻧﻦ،
ﯾﺎ ﻋﻮﺿﻤﻮﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﻋﺎ ﺑﺨﻮﻧﯿﻢ!!
.
بزرگ ترین حقارت تاریخ، یخ زدگی مغز انسان هاست ..
دلخوشیم به کدام راه نجات؟؟؟
در روزگاری كه همه از "مرغ" حرف می زنند، كسی از "خروس" نمی گوید، زیرا همه به فكر سیر شدن هستند نه بیدارشدن..!
فانوس های ده می دانند بیهوده روشنند!
و سگان ده نیز می دانند بیهوده بیدارند!!!
وقتی در روشنی روز دزدها به مهمانی کدخدا می روند!!

ماهم هنوز مشغول ارسال جوک های تکراری هستیم...




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یارانه 45000 تومانی با ملت ایران چه کرد؟

تاریخ:پنجشنبه 24 خرداد 1397-05:43 ق.ظ




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فریب!

تاریخ:سه شنبه 22 خرداد 1397-05:32 ب.ظ

 فریب

یك نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ،ولی غریب بود و مردم هم غریبه توی خانه‌هاشان راه نمی دادند .

همین‌جور كه توی كوچه‌‌های روستا می گشت، دید مردم به یك خانه زیاد رفت و آمد می كنند . از کسی پرسید : 

اینجا چه خبره ؟
گفت : زنی درد زایمان دارد و سه روزه پیچ و تاب می خوره و تقلا می كنه، ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نویس می گردیم. از بخت بد دعانویس هم گیر نمیاریم .

مرد تا این حرف را شنید، گفت : بابا دعانویس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا می دونم .
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد كردند و خرش را به طویله بردند ، خودش را هم زیر كرسی نشاندند ، بعد قلم و كاغذ آوردند تا دعا بنویسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آن ها گفت :
این كاغذ را در آب بشورید و آب آن را بدهید زائو بخورد . 

از قضا تا آب دعا را به زائو دادند ،زائید و بچه صحیح و سالم به دنیا آمد .

از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد، راهیش کردند .

بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را که کناری گذاشته بودند، برداشت و خواند، دید نوشته :
خودم بجا ، خرم بجا ، می خوای بزا ، می خوای نزا . . . .

         *عبید زاکانی*

به امید رهایی بشر از خرافات



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکایت خانواده براتعلی

تاریخ:دوشنبه 21 خرداد 1397-11:08 ق.ظ

 حکایت خانواده براتعلی

 

اولین قائم مقام رهبری ضد انقلاب بود !
(منتظری)

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پَهن تر یا پِهِنِ تر؟!!

تاریخ:یکشنبه 20 خرداد 1397-06:21 ق.ظ

پَهن تر یا پِهِنِ تر؟!!


ابتهاج تعریف می کرد: در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم ،دیدم قبل از این که بذارنش تو قبر، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند ،توی کف قبر ریختن.
از یک نفر که این کار رو داشت انجام می داد، سوال کردم که : 

این چه رسمی است که شما دارید؟
گفت: توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت هاست برا مرده هامون این کار رو انجام میدیم .
می گفت که چون برام تعجب آور بود, سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف.
بهش گفتم :کجاش نوشته؟ 

طرف هم رفت تو بخش آیین کفن و دفن میت،آورد که بفرما.
دیدم نوشته: 

" کف قبر مسلمان، مستحب است یک وجب پهن تر باشد"!!


نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشکل کجاست؟!

تاریخ:شنبه 19 خرداد 1397-05:12 ب.ظ

 

مشکل کجاست؟!


#یک_دقیقه_مطالعه

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلمانی و موسسات اعتباری!

تاریخ:شنبه 19 خرداد 1397-04:59 ق.ظ

♨️ سلمانی و موسسات اعتباری!

یک روز مردی دست بچه ای را گرفت و به سلمانی برد.
به سلمانی گفت: من عجله دارم، اول سر مرا بتراش ،بعد هم موهای بچه را بزن.

سلمانی سر او را تراشید.
مرد به سلمانی گفت: تا موهای بچه را اصلاح كنی، برمی گردم.
سلمانی سر بچه را هم اصلاح كرد، ولی خبری از آمدن مرد نشد.
به بچه گفت: چرا پدرت نمی آید؟
بچه جواب داد: اون پدرم نبود.
سلمانی گفت: پس كی بود؟
گفت: نمی دانم. در كوچه مرا دید و به من گفت بیا دونفری برویم مجانی اصلاح كنیم.




نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فواید دختر اروپایی گرفتن!!

تاریخ:پنجشنبه 10 خرداد 1397-06:11 ق.ظ

 فواید دختر اروپایی گرفتن!!


به ایرانیه گفتند: چرا دخترای کشورتو ول کردی، رفتی با اروپایی ازدواج کردی؟
گفت: چنتا فایده داره که براتون میگم!

فواید مادی:

1 -مهریه 100 میلیونی نمی خواد !
2 -خرج عروسی 20 میلیون نمیشه!
3 -تزیین ماشین عروس 100 هزار تومنی نمی خواد!
4 -طلا و جواهرات به مبلغ 20 میلیون نمی خواد!
5 -لباس عروس یک میلیونی نمی خواد!
6 -تالار 10 میلیونی برای جشن عروسی نمی خواد !
7 -خوشگلیش طبیعیه،  نمی خواد هرماه 500 هزار تومن لوازم آرایشی بخرم.
8 -کم غذا می خوره و هرماه 500 هزار تومن خرج خوراکمون کم میشه.

و اما فواید معنوی:

 1 بچه هام خوشکل میشن.
2 مادر زن تو زندگی ندارم. فوقش سالی یک بار ببینمش.
3  همه به من حسادت می کنند که زنم خوشگله.
4 صبح که بیدار میشم، مخلوقی عجیب تو رختخوابم نمی بینم.
5 شکلش قبل از خواب و بعد از خواب تغییر نمی کند. 
6 اگه دختر دار بشم تا بالغ بشه خواستگار براش میاد. 
7 کلمه مادرت گفت و خواهرت گفت تو زندگی ندارم.
8 کلمه جادوگر و دعا نویس و جادوم کردند تو خونه نداریم.
9 هر لباسی که بپوشه بهش میاد و لازم نیست برای هر مراسمی براش لباس بخرم.

10 و اگر از دستم ناراحت بشه با یک شاخه گل آشتی می کنه و کار به انگشتر و دستبند طلا نمی رسه.

11  و در آخر اگه بتونم او را به دین اسلام دعوتش کنم، آخرت نصیبم میشه.

یعنی هم کاسب دنیا میشم و هم کاسب آخرت!

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نَه خانی آمد، نَه خانی رفت...

تاریخ:دوشنبه 7 خرداد 1397-05:00 ق.ظ


حکایتی خواندنی

نَه خانی آمد، نَه خانی رفت... 

 

مرد خسیسی،خَربُزِه ای خرید تا به خانه برای زنِ خود بِبَرد.در راه به وَسوسه افتاد که قَدری از آن بخورد،ولی شَرم داشت که دستِ خالی به خانه رَود...عاقبت فریب نَفس،بر وی چیره شد و با خود گفت:

قاچی از خربزه را به رَسمِ خانزادِه ها می خورم و باقی را در راه می گذارم،تا عابِران گَمان کنند که خانی از اینجا گذشته است.

و چنین کرد.البته به این اندک،آتش آزِ او فرو ننشست و گفت:

گوشتِ خربزه را نیز می خورم تا گویند،خان را چاکِرانی نیز در مُلازِمت بوده است و باقی خربزه را چاکران خورده اند...

سپس آهنگ خوردن پوستِ آن را کرد و گفت:

این نیز می خورم تا گویند خان اسبی نیز داشته است...

و در آخر تُخم خربزه و هر آن چیز که مانده بود را یِک جا بلعید و گفت:

"اکنون نَه خانی آمده و نَه خانی رفته است".

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توجیه اقتصادی زنده بودن!!

تاریخ:چهارشنبه 2 خرداد 1397-04:27 ب.ظ

طنز تلخ روز 

توجیه اقتصادی زنده بودن!! 


نرخ دیه یک مرد ۲۵۳میلیون تومان است. یعنی مرده هر مرد ۲۵۳میلیون ارزش دارد که به ورثه پرداخت می شود.
با توجه به سود سپرده بانکی در حال  حاضر حدود 20‎٪ است سود ماهیانه سپرده گزاری این مبلغ می شود حدود ماهی 4/216/666 تومان .
بنابر این اگر مردی درآمدش ماهیانه  کمتر از مبلغ فوق باشد، زنده بودنش هیچ توجیه اقتصادی ندارد.!!!!!


نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :36
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------