گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

ما همین بوده و هستیم

تاریخ:شنبه 13 آبان 1396-08:53 ق.ظ

ما همین بوده و هستیم


ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟!
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!


جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند..!
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟


"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!


دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!


چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟

سیمین_بهبهانی



نوع مطلب : سروده های حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الجَوگیرَ فی الاصلاحاتِ شدیدا!

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:58 ق.ظ


✅  الجَوگیرَ فی الاصلاحاتِ شدیدا!


احمدرضا کاظمی | بی قانون


این پادشاه عربستان با این فرمونی كه داره در زمینه اصلاحات پیش میره، آخر و عاقبتش به ممنوع‌التصویری اگه ختم نشه خیلیه! یعنی خدایی كارش دیگه كم كم از اصلاح گذشته و موزر رو گذاشته رو نمره دو داره می تراشه و می ریزه پایین! من جاش بودم یكم ملت رو اول می ذاشتم تو كف، یكم شعار می‌دادم می‌گفتم: می‌خواستم یه كاری كنم زن‌ها بتونن گواهی نامه بگیرن و رانندگی كنن اما نذاشتن، می‌خواستم برنامه‌ریزی كنم زن‌ها رو راه بدم ورزشگاه اما نشد! 

می‌خواستم یكی دوتا وزیر زن معرفی كنم اما نشد، 

میخوام وزیر علوم همسو پیشنهاد بدم اما نشد. 

خلاصه با این فرمون پیش می‌رفتم بعد آروم آروم زمانی كه سقف مطالبات مردم به سه طبقه پایین‌تر از كفِ مطالباتشون رسید، مثلا تازه میومدم می‌گفتم خب زن‌ها بیان برن سینما تا ببینم بعدا چی میشه! آدم رشد موهاشم كه خیلی خوب باشه، نهایتا سه هفته یه بار میره واسه آرایش و اصلاح این بابا یهویی هرچی رسید دستش رو یهو آزاد كرد. باور كنین حتی كله آدم هم ظرفیت پذیرش این همه اصلاحات یك جا رو نداره چه برسه به خود آدم! الان توی آخرین حركت ورداشته یه رباتِ زن رو به‌عنوان شهروند افتخاری عربستان، بهش حق شهروندی داده! حالا من كاری با اهداف و سیاست‌هایی كه پشت این تغییرات نهفته (كه احتمالا خیلی هم خیرخواهانه نیست) ندارم، ولی با این فرمونی كه این بابا داره پیش میره، هیچ بعید نیست چند ماه دیگه راه و رسم سیاستمدارای آمریكایی (به‌جز ترامپ) رو پیش بگیره و زنش رو به عنوان ملكه یا بانوی اول عربستان معرفی كنه، یه تخت بذاره كنار تخت پادشاهی خودش و اونم بنشونه بغل دستش. یكم بعد در ماشین رو هم براش باز كنه، بذاره موقع راه رفتن خانومش باهاش بازو به بازو راه بیاد و حتی وقتی به یه در ورودی‌ای چیزی میرسه ،خودش رو بكشه عقب و بگه:«اول شما بفرمایین، خانووما مقدمن». 

از من بپرسین میگم كه ممكنه حتی این قانون چند همسری رو هم لغو كنه توی كشورش! البته این یكی دیگه برای مردای عربستان اصلا شوخی بردار نیست و احتمال داره حتی كار رو به جنگ داخلی و ناآرامی امنیتی و اعتراضات خیابونی و این چیزا بكشونه، ولی به‌نظر من خیلی بعید نیست. من حتی اگه چند روز دیگه ببینم آقای ملك سلمان، پیج اینستاگرامی زده و به سبك كمدین‌های اینستاگرامی ما لباس پوشیده و روی آهنگ«شوهر شوهره! شوهر! بالشتِ پره، شوهر! نازم میخره! شوهر» دابسمش درست كرده، تعجب نمی‌كنم!


نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شش چیز را در شش جا

تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-07:30 ق.ظ

شش چیز را در شش جا


آیت الله مجتهدی تهرانے(ره):




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگذار عقایدش را به تو تحمیل كند!

تاریخ:پنجشنبه 11 آبان 1396-06:43 ق.ظ

 نگذار عقایدش را به تو تحمیل كند! 

 

ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﯿﻨﻤﺎ که در ترساندن مردم با فیلم هایش شهره عام و خاص است، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: 

اﯾﻦﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍی است ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ.
 ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻭ، ﮐﺸﯿﺸﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﯽ گذاشته ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:

ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ!
نگذار عقایدش را به تو تحمیل كند! ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ؛ فرار کن!!!
 

نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معمولا چیزی را می بینیم که...

تاریخ:چهارشنبه 10 آبان 1396-07:23 ق.ظ

 معمولا چیزی را می بینیم که... 

 



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معجزه ایرانی

تاریخ:سه شنبه 9 آبان 1396-11:07 ق.ظ




نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کدام بزرگ ترند؟!

تاریخ:سه شنبه 9 آبان 1396-09:52 ق.ظ

کدام بزرگ ترند؟!


در پایان جنگ جهانی اول اینیاس پادروسکی پیانیست و آهنگ ساز بزرگ لهستانی به  پاس خدماتی که برای آزادی وطن کرده بود، به ریاست جمهوری لهستان انتخاب شد.
در کنفرانس صلح ورسای که به سال ١٩١٩ با حضور روسای دول متفق تشکیل شد ، کمانسو نخست وزیر فرانسه با پادروسکی آشنا شد و از او پرسید : 

آقای پادروسکی! شما با پادروسکی پیانیست مشهور نسبتی دارید؟!
- بله ، من خودم هستم !
- عجب !
من تصور نمی کردم ، مردی به آن بزرگی ریاست جمهوری را قبول کند !  



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باورهای غلط را ببریم!

تاریخ:سه شنبه 9 آبان 1396-07:21 ق.ظ

 باورهای غلط را ببریم! 

 

پادشاهی دو شاهین گرفت. آن ها را به مربی پرندگان سپرد تا آموزش شکار ببینند. اما یکی از آن ها از روی شاخه ای که نشسته بود، پرواز نمی کرد.

پادشاه اعلام کرد هرکس شاهین را درمان کند، پاداش خوبی می گیرد.
کشاورزی موفق شد! 

پادشاه از او پرسید: چگونه درمانش کردی؟
کشاورز گفت: شاخه ای را که به آن وابسته شده بود، بریدم!

گاهی اوقات باید شاخه عادت ها و باورهای غلط را ببریم تا بتوانیم آسوده و رها زندگی کنیم.



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرجام تلخ حقیقت گویان!

تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1396-08:47 ق.ظ

فرجام تلخ حقیقت گویان!


سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند :
آن ها عبارت بودند از یک روحانی ، یک وکیل دادگستری و یک فیزیک_دان .
در هنگامه ی اعدام ، روحانی پیش قدم شد ، سرش را زیر گیوتین گذاشتند ،و از او سؤال شد : حرف آخرت چیست ؟
گفت : خدا ... خدا...خدا... او مرا نجات خواهد داد.
وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند ، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند، و فریاد زدند: آزادش کنید!
،خدا حرفش را زده!
و به این ترتیب نجات یافت .
نوبت به وکیل دادگستری رسید ،
از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟
گفت : من مثل روحانی خدا را نمی شناسم ،ولی درباره عدالت بیشتر می دانم؛
عدالت ... عدالت ...عدالت...
گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد!
مردم متعجب ، گفتند :آزادش کنید ، عدالت حرف خودش را زده!
وکیل هم آزاد شد.
آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید .
سؤال شد ، آخرین حرفت را بزن ،گفت :من نه روحانیم که خدا را بشناسم ؛ و نه وکیلم که عدالت را بدانم ،
اما من می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود ...
با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند.
تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و آن را از تن جدا کرد.


چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را می گویند وبه «گره ها» اشاره مى كنند.


✅  www.ladyart.ir


نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

"فواید گاو " را بنویسند..

تاریخ:یکشنبه 7 آبان 1396-07:28 ق.ظ

 "فواید گاو " را بنویسند..


انشای یك پسر 10 ساله گله داری  از شهرستان لامرد استان فارس.
كه برنده جایزه بهترین انشا در سطح كشوری و استان فارس  شد...
معلّمی از دانش آموزانش خواست "فواید گاو " را بنویسند..


 نوشته‌ای که در زیر می‌خوانید تمام و کمال انشای آن دانش آموز است:

با سلام خدمت معلم عزیزم
 و عرض تشکّر از زحمات بی دریغ اولیا و مربیان مدرسه
اگر آن ها نبودند، معلوم نبود ما اکنون کجا بودیم،

اکنون قلم به دست می‌گیرم و انشای خود را آغاز می‌کنم...

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می‌یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد..

من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهم ترین فایده‌ی گاو بودن این است که دیگر آدم نیست..

بلکه گاو است...

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشا باشد..

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم،

ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد،

مثلا در مورد همین ازدواج،

وقتی گاوی که پـدر خانواده است می‌خواهد دخترش را شوهر دهد،
نگران جهیزیه‌اش نیست..

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند..

مجبور نیست، به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند،
یا بدتر از آن پاچه خواری کند...

هیچ گاوی نگران کرایه خانه‌اش نیست..

گاوها آنقدر عاقلند که می‌دانند بهترین سال‌های عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند...

گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند...

شما تاکنون یک گاو معتاد دیده‌اید؟

گاوی دیده‌اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟

آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند!
تا کنون شما گاو بیکار دیده‌اید؟

آیا دیده‌اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟

تاکنون دیده‌اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا کنون دیده اید گاوی زنش را کتک بزند؟

یا گاو ماده‌ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟

و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر..

 آخر تو هم گاوی؟!

هیچ گاوی غمباد نمی‌گیرد..

هیچ گاوی رشوه نمی‌گیرد..

هیچ گاوی اختلاس نمی‌کند..

هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی‌ریزد...

هیچ گاوی خیانت نمی‌کند..

هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی‌شکند..

هیچ گاوی دروغ نمی‌گوید...

هیچ گاوی آنقدر علف نمی‌خورد که از فرط پُرخوری تا صبح خوابش نبرد،
در حالی که گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله‌اش شیر بدهد...

هیچ گاوی گاو دیگر را نمی‌کُشد،

هیچ گاوی...

گاو خیلی فایده‌ها دارد..

پوشاک‌ما از گاو است..

خوراک‌مان از گاو،

شیر و پنیر و کره و خامه ...

ولی با همه‌ی منافع یاد شده
هیچ گاوی نگفت :
من ...
بلکه گفت:
مـــــــــاااااااااااااا

اگر بخواهم هنوز هم و در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشا می‌خورد و
نوبت بقیه نمی‌شود که انشایشان را بخوانند ،،،

امّـا به نظر من مهم ترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیست.



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :316
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------