منوی اصلی
حکمت و حكایت
گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند
  •    به کدام پدرسوخته فحش داده ام؟!

    آدم بددهنی بود که به همۀ افراد دشنام و فحش می داد و به همه توهین می کرد. 
    روزی دوستانش به او گفتند: تو چرا این قدر فحش می دهی؟
    او طلبکارانه فریاد زد: من به کدام پدرسوختۀ بی همه کس فحش داده ام؟!!
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 آبان 1398 06:01 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  •  
    اگر بشود،چه می شود!!!

    یک نفر با یک قاشق ماست به ساحل دریا رفت. به او گفتند:
    می خواهی چه کار کنی؟
    گفت: می خواهم با این یک قاشق ماست،یک دریا دوغ درست کنم!
    مردم ضمن خنده و مسخره کردن گفتند: همۀ آب های دریا با یک قاشق ماست،دوغ می شود؟!!
    پاسخ داد: می دانم نمی شود،ولی اگر بشود،چه می شود!!!
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 آبان 1398 06:52 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  •   درس آخر کهانت!!

    در زمان های قدیم یک نفر از اهالی شهر هرت برای آموختن علم کهانت (ستاره شناسی،غیب گویی) عازم هند شد.پس از سال ها تحصیل روزی به استادش گفت:
    من حالا دیگر همۀ درس های کهانت را خوانده ام و خود استاد شده ام. اجازه فرمایید به شهر خود برگردم و در آن جا بساط کهانت را بگشایم و کار و کاسبی خوبی به راه بیندازم. 
    استادش گفت: تو هنوز به درس هایی نیاز داری و درس آخر کهانت را نیاموخته ای! حالا زود است.یک سال دیگر بمان. هر وقت کاهن شدی، خودم با صدور گواهی نامه مرخصّت می کنم.
    شاگرد مغرور گوش نکرد و بساط خود را جمع کرد و عازم شهر هرت شد. به محض ورود به شهر هرت به مرکز شهر و کانون مهانت رفت و با گستاخی در حضور مریدان و شاگردانِ کاهن قدیمی رو به او کرد و با صدای بلند گفت:
    آقای کاهن! تو دیگر پیر و خرفت شده ای! من تازه فارغ التّحصیل شده و با علم روز آمده ام تا بساط کهنه و سنّتی تو را برچینم و با علم مدرن کهانت مشکلات شهر هرت را حل کنم!
    شاگردان و مریدان شیخ کاهن وقتی این گستاخی را از او دیدند،به سوی او یورش آوردند و کتک مفصّلی به زدند و او را بی حال و بی هوش و و زخمی از معبد بیرون انداختند!
    کاهن جوان پس از مدتی به هوش آمد و به خانه رفت و پس از چند روز که حالش بهبود یافت،باز بار سفر را بست و عازم دیار هند شد و یک راست به سوی معبد استادش رفت و با نقل آن چه بر سرش آمده بود، از استاد پوزش و راهنمایی خواست. استاد ضمن دلجویی به او گفت:
    من که به تو گفته بودم تو هنوز فارغ التّحصیل نشده ای. هنوز رموزی از کهانت و درس آخر را نیاموخته ای.
    به هر صورت کاهن جوان یک سال دیگر در هند ماند و سال بعد استاد با اهدای سردوشی و گواهی نامه فراغت از تحصیل او را تایید کرد.
    این دفعه کاهن جوان خبره و استاد شده بود و همۀ رازها و رمزها و درس آخر کهانت را آموخته بود. بنابراین بار سفر را بست و عازم شهر هرت شد. به محض ورود به شهر باز هم راه معبد کهانت شهر هرت را پیش گرفت و نزد کاهن قدیمی رفت.
    این دفعه پس از سلام و علیک و عرض ارادت ،زمین ادب را بوسه داد و پس از دستبوسی و اشاره به درس های آموخته شده با نهایت فروتنی از کاهن قدیمی درخواست کرد تا به منظور پس دادن درس های آموخته شده اجازه دهد تا پشت تریبون معبد برود و برای شاگردان و مریدان شیخ کاهن سخنرانی کند.
    کاهن قدیمی که از فروتنی و خاکساری کاهن جوان خوشش آمده بود،اجازه داد و کاهن جوان در حضور همۀ شاگردان و مریدان پشت تریبون قرار گرفت و سخنرانی مفصّلی درباره کرامات و فضایل کاهن قدیمی بیان کرد. 
    کاهن و مریدان در میان سخنرانی او بارها با کف زدن و شعاردادن حرف های او را تایید کردند. کاهن جوان در آخر سخنرانی و در تایید سخنان خود گفت:
    دیشب خواب دیدم که از عالم بالا به من گفتند این شیخ بزرگ ما این قدر نزد ما ارزش دارد که هر کس یک موی ایشان را در کفن خود داشته باشد، آتش جهنّم بر وی حرام می شود!
    با گفتن این جمله همۀ شاگردان و مریدان بر سر شیخ کاهن ریختند و تمام موهای بدن او را تک تک کندند و او را خونین و زخمی تنها گذاشتند!
    این دفعه نوبت کاهن قدیمی بود که او را زخمی و بی هوش از معبد به درببرند!!
    ...و این درس آخر کهانت بود! 

    #شفیعی_مطهر
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 آبان 1398 05:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  •  
    وسط دنیا کجاست؟

    یک نفر از ملّانصرالدّین پرسید: وسط دنیا کجاست؟
    ملّا همان جا میخ طویلۀ الاغش را بر زمین کوبید و گفت: همین جا!
    سوال کننده پرسید: به چه دلیل؟
    ملّا پاسخ  داد: قبول نداری،برو اندازه بگیر!
    آخرین ویرایش: سه شنبه 28 آبان 1398 06:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • به هر حال ما بدبختیم!

    زن و شوهری سالمند دو داماد داشتند؛یکی کشاورز بود و دیگری کوزه گر. روزی درباره وضع دختران و  دامادهای خود صحبت می کردند. هوا نیمه ابری بود. زن از شوهر پرسید:
    آیا امروز باران می بارد؟
    مرد پاسخ داد: چه باران ببارد و چه نبارد؛ما بدبختیم!
    زن پرسید:چرا؟
    مرد گفت: داماد اول ما گندم کاشته و چشم به راه باران است تا برویَد و دومی کوزه های خود را ساخته و بر بام چیده و منتظر آفتاب است تا خشک شود.حالا اگر باران نبارد ،اولی بیچاره می شود و اگر ببارد،دومی!
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  •  درخت در میان اقیانوس
     
    جهانگردی زبانباز و چاخان در میان جمعی از دوستان ،از خاطرات سفرهای خود می گفت.از جمله گفت:
    روزی قایق ما در وسط اقیانوس غرق شد. من در حالی که در میان امواج غوطه ور بودم، ناگهان کوسه ای را در حال حمله به خود دیدم . به سرعت شناکنان روی به فرار نهادم. ولی سرعت کوسه بیش از سرعت من بود. ناگهان دندان های تیز کوسه را در چند سانتی متری خود دیدم. چاره ای نداشتم. ناگزیر از تنۀ درختی بالا رفتم و بدین گونه خود را نجات دادم!
    حاضران با شگفتی پرسیدند: وسط امواج اقیانوس و درخت؟!!
    جهانگرد دید عجب دسته گلی به آب داده،قدری تامُّل کرد و گفت:
    آخه، گفتم که چاره ای نداشتم!!
    آخرین ویرایش: دوشنبه 27 آبان 1398 08:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  •  
    کدام کشور‌ها بیشترین کاهش نرخ فقر را داشته‌اند؟
     
    بر اساس تعریف بانک جهانی، افرادی که کمتر از روزی ۱.۹۰ دلار درآمد داشته باشند، فقیر مطلق تلقی می‌شوند. در میان ۱۱۴ کشور جهان، ۱۵ کشور توانسته‌اند که نرخ فقر مطلق را بیشتر از ۵۰ درصد کاهش دهند. در هر کدام از این کشورها، حداقل ۱.۶ درصد از جمعیت از شرایط فقر خارج شده‌اند؛ به این معنا که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵، ۸۰۲ میلیون نفر از فقر مطلق نجات پیدا کرده‌اند.
    در تانزانیا، نرخ فقر ۳۶.۹ درصد کاهش پیدا کرده‌ است. در این کشور در سال ۲۰۰۰، نرخ فقر مطلق ۸۶ درصد بود اما حالا به ۴۹.۱ درصد رسیده است. 
    در تاجیکستان، چاد و کنگو نیز هر سال ۳ درصد از نرخ فقر کم شده است. از میان این ۱۵ کشوری که عملکرد بسیار خوب در کاهش فقر داشته‌اند، ۷ کشور در آفریقا بوده‌اند.
    نمودار زیر که از گزارش بانک جهانی استخراج شده، کشورهایی را که بهترین عملکرد را در بیشترین کاهش نرخ فقر مطلق یا شدید داشته‌اند، نشان می‌دهد: 
     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آبان 1398 10:02 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  •   87درصد کالاهای تقلبی چینی است
     
    در کل نبود مالکیت معنوی در چین و کپی شدن محصولات آمریکایی در چین سالانه ۶۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا ضرر می‌زند. یادتان باشد که ۸۷ درصد کالاهای تقلبی از چین می‌آیند. 

    منبع: سایت تجارت نیوز 
    https://tejaratnews.com/training/چه-کسی-برنده-جنگ-تجاری-چین-و-آمریکا-است
     

    در هفت ماهه سال ۹۸ کشور چین با اختصاص رقم ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار  و سهمی حدود ۲۵ درصد از کل ارزش واردات در جایگاه نخست کشورهای طرف معامله قرار گرفته است.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آبان 1398 09:53 ق.ظ
    ارسال دیدگاه

  • طرزِ تفکر و شعور

    در قرن ۱۶ ملکه‌ی انگلستان و ملکه هندوستان هر دو از یک بیماری فوت کردند؛

    هر دو پادشاه عاشق همسران خود بودند.

    شاهنشاه هند به یادبود خانمش با خرج میلیون‌ها روپیه تاج محل را ساخت!

    و پادشاه انگلستان یک دانشگاه پزشکی ساخت تا کسی دیگر از آن بیماری که همسرش را از پا درآورده بود، نمیرد!

    @itshouldbesaid

    آخرین ویرایش: شنبه 25 آبان 1398 10:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مرد بودن سخت است!

    دختر جوانی بر اثر سانحه ای زیبایی خود را از دست داد. چند ماه بعد ناباورانه نامزدش هم کور شد. موعد عروسی فرا رسید؛ مردم می گفتند: 

    چه خوب ! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 

    20 سال بعد از ازدواج؛ زن از دنیا رفت؛ مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را باز کرد. چون او هیچ وقت نابینا نبود...
    مرد بودن سخت هست،
    ولی میشه مرد بود!

    ❣️از اسب که بیفتی ،اسیر سرزنش خاک خواهی شد...
     
    ❣️این قانون، آدم هاست...
    به دور آتشی می رقصند که تو در آن می سوزی...

    ❣️روزگار بدی است
    درست وقتی در آتش می سوزی...
    همه به بهانه آب آوردن می روند!

    @funnypink

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو