گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

ذهن آرام

تاریخ:شنبه 26 مرداد 1398-07:09 ق.ظ

 ذهن آرام

کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جستجو کرد، آن را نیافت.

از چند کودک کمک خواست و گفت هرکس آن را پیدا کند جایزه می‌گیرد. 

کودکان گشتند اما ساعت پیدا نشد. تا این که پسرکى به تنهایى درون انبار رفت و بعد از مدتى به همراه ساعت از انبار خارج شد.

کشاورز متحیر از او پرسید: چگونه موفق شدى؟ 

کودک گفت: من کار زیادى نکردم، فقط آرام روى زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تیک تاک ساعت را شنیدم. به سمتش حرکت کردم و آن را یافتم.

حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...
در آرامش مطلق می توان آرام زیست



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بینام
شنبه 26 مرداد 1398 04:42 ب.ظ
سخنان و حکایات زیبا و حکیمانه است.

شاد و پیروز باشید.
گیت کنترل تردد
شنبه 26 مرداد 1398 12:24 ب.ظ
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------