گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

استاد راهنما

تاریخ:سه شنبه 4 دی 1397-07:51 ق.ظ

استاد راهنما


فرد متمول و میلیاردری که ثروت نامشروع زیادی در طی سال های گذشته به دست آورده بود، تصمیم به توبه گرفت . به پیش عالمی رفت و نحوه به دست آوردن ثروتش از راه نامشروع را توضیح داد.

عالم به او گفت: 

تو باید تمام ثروتت را به خیابان بریزی و بعد یک سال هر آنچه باقی مانده بود، از آن توست !

مرد متمول پذیرفت و تمام ثروتش را نقد کرده و با آن تیرآهن ۱۸ خرید و در خیابان رها کرد! بعد از یک سال رفت ،دید آهن‌ها اصلا تکان نخورده اند، در حالی که با بالا رفتن دلار قیمت ها ۴ برابر شده بود !

+ شیطان که نظاره گر این واقعه بود، آن مرد را به عنوان استاد راهنما انتخاب کرد !

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------