گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

اهل مالیدن!

تاریخ:شنبه 7 مهر 1397-08:19 ق.ظ

 اهل مالیدن!

 

برد نانوایی شکایت بر وزیر
کای وزیر کاردان بی نظیر
همسرم رنجور و من درمانده ام
ناتوان از خرج درمان، بنده ام
خرج فیزی یو تراپی ی زنم
در توانم نیست، چون باید کنم؟
گفت ای شاطر! چرا داری ملال
چون خمیر نان خودت او را بمال!
چون که آن نانوا شنید این حرف مفت
دست از جان شست و با دکتر بگفت:
گر که بودم اهل مالیدن حقیر
من هم اکنون چون شما بودم وزیر...



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------