گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

مصلوبان ِتیرهایِ توهم

تاریخ:جمعه 23 شهریور 1397-06:51 ق.ظ


☦️ مصلوبان ِتیرهایِ توهم ☦️


☦️""محمد القحطانی" به اتفاق چند نفر از مریدان خود،در سال ۱۴۰۰ هجری قمری به خانه کعبه یورش برد و آنجا را اشغال کرد.او گفت ،من مهدی موعودم! ظهور کرده ام..عده ای سخن او را پذیرفتند، چرا که موهایی مجعد و چشمانی نافذ و چهره ای شبیه به آنچه که از پیامبر اسلام روایت شده بود، داشت. او "باور'کرده بود که مهدی موعود(عج )است. 

کماندوهای عربستانی و پاکستانی او را با اولین شلیک های خودشان"آبکش"کردند؛ در حالی که از جلوی سربازان نمی گریخت..نه به خاطر شجاعت یا از خود گذشتگی، بلکه به این دلیل که"در توهم آسیب ناپذیری "بود.


☦️مردی جوان در آمریکا به بانکی دستبرد زد و با پول های دزدی به خانه اش رفت! پلیسِ شگفت زده ،چند ساعت بعد او را در حالی که در خانه اش روی کاناپه لم داده بود، دستگیر کرد.  جالب اینجا بود که سارق می پرسید:

چطور مرا پیدا کردید؟من که به صورتم" آب لیمو" مالیده بودم!

به او گفته بودند که مالیدن آب لیمو به صورت،دید دوربین های مدار بسته را کور می کند..
او این موضوع را "باور"کرده بود.


☦️سید محمد مجاهد از عراق به قزوین آمد و بر علیه روس ها اعلام جهاد کرد."عباس میرزا شاهزاده دلاور قاجار با دو مشکل اساسی روبه رو بود: 

۱:استنکاف از جهاد که حکم آن برای مردم عوام، کفر و ارتداد بود.
۲:نداشتن سلاح و مهمات و نیروی کارآزموده که از قبل نتیجه جنگ را مشخص کرده بود.
آب دهان سید محمد مجاهد در حوض مسجد قزوین ریخته بود و عوام کالانعام آن آب را برای تیمن و تبرک به خانه می بردند.سید محمد مجاهد قویاً به پیروزی اسلام بر کفر ایمان داشت .جنگ در گرفت و  در نتیجه آن ،سرزمینی حاصلخیز به وسعت "نصف" اسپانیا از خاک ایران منفک و ملت ایران به صورتی باورنکردنی تحقیر شد.سید محمد به پیروزی اسلام بر کفر "باور" داشت!


☦️چند روز پیش(یکشنبه چهارم شهریور) شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی،جوانکی بیست و چند ساله را به عنوان استراتژیست روی "سن"آورد. او در حالی که یقه پیراهنش را سفت بسته بود و آستین هایش را  تا کف دست پایین کشیده بود و قنوت وار حرف می زد، گفت:

موشک "حوت"ما به سمت ناو هواپیمابر "اینتر پرایز"شلیک می شود! لحظاتی بعد حفره ای در عرشه ناو ایجاد و سیصد نفر تفنگدار آمریکایی کشته می شوند و حدود سی فروند هواپیما هم نابود می شود! 

بعد عینکش را جابه جا کرد و لبخندی زد و گفت:تمام!!

ما هم پذیرفتیم و چاشنی کار ایشان هم یک انیمیشن کوتاه بود که در آن چند قایق تند رو با "آر پی جی" به طرف ناو هواپیمابر حمله می کردند و ناو هم در حال سوختن بود..

دختر دوازده ساله من(کلاس هفتم)از من پرسید: بابا ! این آقا شوخی می کند؟ گفتم..شوخی می کند، ولی نتیجه جوک او بیشتر گریه آور است تا خنده دار!!


☦️داستان هایی در مورد دلاوری های زمان جنگ تحمیلی از سربازان رشید خود شنیده و خوانده ایم و حتی "دیده ایم".

مثلا شب وقوع عملیات و استناد فرماندهان به روایات و احادیث برای شروع عملیات از یک نقطه خاص!


بهتر است خود آن بزرگواران پاسخگو باشند.

⬅️طولانی شد..ببخشایید.

می خواستم بگویم "هیچ عامل یا عنصر یا نهادی نیست که به اندازه "اعتقاد و باور"ضد "تفکر"باشد.

اعتقاد به معنای "گره بستن"است.وقتی گره ،کور  و محکم شد ،گشودنش شاید فقط توسط مرگ امکان پذیر است و بس..

اعتقاد و باور برای ماندن و راندن به تأیید و تشویق نیازمند است و بدا به حال ملتی که اعتقاد و توهمات یک گروه، توسط انبوهی از "ریاکاران و چاپلوسان"تایید و تشویق شود...

در همه جای دنیا افراد متوهم و متصلّب وجود دارند.اما تفاوت میان  مثلاً  اتریش و افغانستان آن است که متوهّمین در اتریش به مراکز روان درمانی می روند و ملت برای آن ها دل می سوزانند، ولی در افغانستان(و شبه افعانستان ها)ممکن است پیش نماز و مفتی و شیخ الاسلام شوند و یک ملت را با حکم و فتوایی از سر اعتقاد،صدها سال به عقب برگردانند.


دکتر بهروز صادقی-شهریور ۹۷



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------