گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

دزد دین یا دزد مال؟

تاریخ:سه شنبه 19 تیر 1397-09:44 ق.ظ

 دزد دین یا دزد مال؟


می گویند در قدیم دزد سرِ گردنه هم معرفت داشت .

روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکّه ی مردی غافل را
 دزدید .

هنگامی که به خانه رسید، کیسه را باز کرد ، دید در بالای سکّه ها کاغذی است که بر آن نوشته است:

خدایا ،به برکت این دعا سکّه های مرا محافظت بفرما !

اندکی اندیشه کرد ، سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند .

دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد .

دزدِ کیسه در پاسخ گفت :
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است .

او بر این دعا به خدا اعتقاد و اعتماد نموده است .

من دزدِ دارایی او بودم، نه دزدِ دینِ او .

اگر کیسه ی او را پس نمی دادم ، باورش بر دعا و خدا سست می شد ،
آنگاه من دزد باورهای او هم بودم ، و این دور از انصاف است...!
 

*****************
و این روزها  عدّه ای هم دزد خزانه ی مردمند و هم دزد باورهای شان ،
چون که به نام دین دزدی می کنند؟!

برای همین است که عدّه ای ازدین زده شده اند و فکر می کنند که این کاری که
 این ها می کنند، تعالیم دین است..... !!!

 اگر می بری ،
             سکّه ها را ببر ،
                             نه باورها را.....!!!


نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
اینترنت شورآباد
شنبه 23 تیر 1397 05:28 ب.ظ
سلام به شما

لطفا به سایت من سر بزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------