گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

جریان رو کی واستون تعریف کرده؟!

تاریخ:جمعه 28 اردیبهشت 1397-09:46 ق.ظ

جریان رو کی واستون تعریف کرده؟!


طنز


شیخی پای منبر در مورد حلال و حرام صحبت می کرد و می گفت :

روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحب خونه گذاشتن و زدن بیرون!!

تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!

بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!

شب که شد، دزد آخر دل درد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود ، مُرد!!

الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحب خونه را در پیش گرفت و به همراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمی گردد!!

مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که ، معتادی بلند شد و گفت:
ای شیخ!
تمام دزدا که مُردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده!؟؟ خره؟!

بعد از آن روز دیگر کسی شیخ را ندید!

 

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------