گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

تو ای پری کجایی؟

تاریخ:سه شنبه 25 اردیبهشت 1397-06:53 ب.ظ

تو ای پری کجایی؟


شبی که آواز نی تو شنیدم  
چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم  
نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهان ، دری نمی‌گشایی

من همه جا ، پی تو گشته‌ام  
از مه و مهر ، نشان گرفته‌ام

بوی تو را ، ز گل شنیده‌ام  
دامن گل ، از آن گرفته‌ام

تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی  
از آن بهشت پنهان ، دری نمی‌گشایی

دل من ، سرگشته تو 
 نفسم ، آغشته تو

به باغ رؤیاها ، چو گلت بویم  
در آب و آیینه ، چو مهت جویم

تو ای پری کجایی؟
در این شب یلدا ، ز پی‌ات پویم 

 به خواب و بیداری ، سخنت گویم
تو ای پری کجایی؟

مه و ستاره درد من می‌دانند 
 که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو  
میان اشک من چو گل وا شو

تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی 
از آن بهشت پنهان ، دری نمی‌گشایی

✍️  هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)




نوع مطلب : سروده های حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------