گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

زاغکی قالب پنیری دید...

تاریخ:جمعه 21 اردیبهشت 1397-07:41 ق.ظ

زاغکی قالب پنیری دید...


✏️بازنشر و تصحیح
 
معلم ها روزی شاگرد بودند و امروز شاگردها معلم شدند...این چرخه تکمیل نمی شود مگر با من و تو و باورهایی که من و تو داریم... کاش زنگ انشای مدارس،  زنگ آموزش قانون بود،چه "اساسی"چه "احساسی"!!
قانون های نانوشته و قانون های نوشته و خوانده نشده... دلم می سوزد برای کلاغی که پنیر نداشت،دلم می سوزد برای روباهی که  پنیر خور نبود! و برای معلمی که باور کرد که باید باور دیگران را درس دهد،بیچاره دانش آموزی که قبول کرد پنیر خوردن برای همه خوب است و معلم شد

نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------