گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

من راهمو پیدا ڪردم!!

تاریخ:پنجشنبه 23 فروردین 1397-06:17 ق.ظ

 من راهمو پیدا ڪردم!!


#حق_الدوله

یه بنده خدایی تعریف می ڪرد بچه ڪه بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا ڪردم.
 "خدایا یه دوچرخه به من بده"! 

ریش سفید محل شنید، گفت: 

بچه جان، خدا ڪه ڪارش دوچرخه دادن نیست، ڪار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن.
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا ڪردم که: 

خدایا !منو بابت تمام گناهانم ببخش.
ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست.
از آن روز دیگه من راهمو پیدا ڪردم. الان هم یه گوشه مملڪت دارم خدمت می‌ڪنم، اول اختلاس می ڪنم و بعد نماز و نذری و  توبه!

ڪانال #گذرزمان

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------