گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

"قیامت نامه!"

تاریخ:شنبه 20 آبان 1396-05:43 ق.ظ

"قیامت نامه!"

روز قیامت شد و صاحبِ صور
اومد به میدون و دمید تو شیپور

مُرده ها از تو قبراشون پا شدن
منتظر محشر کبرا شدن

برزیلی، پانامایی، تونسی
امریکایی، فرانسوی، قبرسی

هر کدوم از یه قوم و ملیّتی
وایساده بودن با چه کیفیّتی!

ایرونیا هم تهِ صف وایسادن
از اون عقب هی صفُ هُل میدادن!

یهو خدا از اون بالا صدا کرد
ایرونیا رو از تو صف جدا کرد

سپرد اونا رو دستِ یه فرشته
گفت اینا رو ببر، جاشون بهشته

گفتن خدا مُزد اطاعت چی شد؟!
حساب کتابِ این جماعت چی شد؟!

از تو بعیده پارتی بازی کنی
فقط یه عدّه ای رو راضی کنی!

این جوری که رفتن و صف خالی شد
معلومه پرونده ها ماسمالی شد..!

خدا که دید یه ذره اوضا پَسه
به مُرده های معترض گفت بسه

این ایرونیا که توی صف بودن
تموم عمرشون توی کف بودن!

یه سر سوزن دل خوش نداشتن
تو دلاشون بذر امید نکاشتن

تموم عمرشون مُعطّل بودن
تو هر چیزی از آخر اول بودن!

هر چی برای تفریح عُموم بود
برای این بیچاره ها حروم بود!

شادیاشونو قدغن می کردن
جوونا رو سوار وَن می کردن!

درسته که قانوناشون صوری بود
ولی بهشت رفتنشون زوری بود!

یکی نشسته بود و غُرغر می کرد
تموم فیلماشونو سانسور می کرد!

تقویمشون همش عزاداری بود
جمعه تا جمعه گریه و زاری بود

لذت زندگی رو کشک می دیدن
ثوابُ تنها توی اشک می دیدن

نه دیسکویی، نه کافه ای،  نه باری
نه ساحل مُختلطی،  نه یاری!

نفهمیدن مزه کنسرت چیه
اون که وسط وایساده با چوب کیه!

خودروی ملّیشون یه جور گاری بود!
مسبّبِ مرگ و عزاداری بود

با این که روی دریای نفت بودن
اما تو یه وضع هَشَل هفت بودن!

گرفتار فرار مغزا شدن
نخبه هاشون وِل توی دنیا شدن!

مثل شماها حالِ خوب نکردن
تو شهراشون بزن بکوب نکردن!

خلاصه این ملتِ بی آتیه
حساب کتابشون قر و قاطیه!

یه عمر تو اون دنیا عذاب کشیدن
طعم جهنّمو قشنگ چشیدن!

وقتشه غصّه هاشونو چال کنن
برن بهشت و تا ابد حال کنن!



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------