گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

ممنوع‌القَطَر

تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1396-10:34 ق.ظ


ممنوع‌القَطَر


 علی هدیه لو | بی قانون


گشته‌ام این بنده از این هفته ممنوع‌الخبر
در امور خاص جاری نیز ممنوع‌النّظر
 
خواستم رحل سفر در پیش گیرم، وز قضا
دوستداری گفت هستم بنده ممنوع‌السّفر
 
آه، ممنوع‌الاماراتیم و ممنوع‌الکویت
وای، ممنوع‌الایالاتیم و ممنوع‌القَطَر
 
مقصد گردشگری هرجا که باشد فرق نیست
چون که ممنوع‌الخلیجم نیز ممنوع‌الخزر
 
گفت بقال محل، تا هفته‌ی آینده نیز
می‌شوم از سمت شرق کوچه ممنوع‌الگذر
 
با همین منوال تا یک ماه آتی یحتمل
می‌شوم با لطف یاران بنده ممنوع‌الدَدَر
 
کرده دکتر منع از قند و برنج و خشک و تر
شام مفقود‌البرنج و چای ممنوع‌الشّکر
 
تا زبان سرخ، سر را بر فنا نتوان دهد
گفته سیرابی بگیرم، کرده ممنوع‌الجگر
 
تا نکرده سردبیرم باز ممنوع‌القلم
می‌شوم تا مدتی معلوم، مفقودالاثر...


نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------