گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

کشتزار زندگی

تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1396-09:15 ق.ظ

کشتزار زندگی


لقمان حکیم گوید:

روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم.
خوشه هایی از گندم که از روی تکبّر سر برافراشته و خوشه های دیگری که از
روی تواضع سر به زیر آورده بودند، نظرم را به خود جلب نمودند و هنگامی که آن ها را لمس کردم، شگفت زده شدم ••

خوشه های سر برافراشته را تهی از دانه و خوشه های سر به زیر را پر از دانه های گندم یافتم.
با خود گفتم: در کشتزار زندگی نیز چه بسیارند سرهایی که بالا رفته اند، اما در حقیقت خالی اند!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------