تبلیغات
حکمت و حكایت - دزد مال ها یا دزد باورها؟!

گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

دزد مال ها یا دزد باورها؟!

تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1396-07:16 ق.ظ

 دزد مال ها یا دزد باورها؟!

 

می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکّه ی مردی غافل را دزدید.
هنگامی که به خانه رسید، کیسه را باز کرد. دید در بالای سکّه ها کاغذی است که بر آن نوشته است:
خدایا ! به برکت این دعا سکّه های مرا حفاظت بفرما!

اندکی اندیشه کرد. سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند!

دوستانش او را سرزنش کردند که:
 چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است.
 او بر این دعا به خدا اعتقاد دارد و به او اعتماد کرده است.
من دزد دارایی او بودم، نه دزد دین او!
اگر کیسه او را پس نمی دادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد.
آن گاه من دزد باورهای او هم بودم.
و این دور از انصاف است...!
.
.

و این روزها  عدّه ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان!

مسول عزیز!
 اگر می بری،سکه ها را ببر
نه باورها را...
که بردن ایمان ها و باورها
دودمان انسان



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
علی
یکشنبه 26 شهریور 1396 06:00 ب.ظ
سلام
من واقعا از داستان های جذاب وبلاگتون لذت بردم
شما رو با نام حکمت و حکایت لینک کردم
خوشحال میشم اگه منو با نام علم کده لینک کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------