تبلیغات
حکمت و حكایت - پدرسوخته بازی!!

گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

پدرسوخته بازی!!

تاریخ:جمعه 3 شهریور 1396-07:11 ب.ظ

 پدرسوخته بازی!! 


روزی شیخی وارد یک آسیاب گندم شد.
دید آسیاب به گردن الاغ بسته شده، الاغ می چرخید و آسیاب کار می کرد. به گردن الاغ یک زنگوله آویزان بود .
از آسیابان پرسید: برای چه به گردن الاغ زنگوله بسته اید؟
آسیابان گفت: برای این که ایستاد، بدانم کار نمی کند!
شیخ دوباره پرسید: خب ،اگر الاغ ایستاد و سرش را تکان داد، چه؟

 آسیابان گفت:
شیخ !خواهشاً این پدرسوخته بازی ها رو به الاغ یاد نده

نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:00 ب.ظ
Hi mates, its fantastic piece of writing concerning teachingand entirely defined, keep it
up all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------