گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

به کجا دارم می روم!!!

تاریخ:یکشنبه 5 دی 1395-11:45 ق.ظ

به کجا دارم می روم!!!


روزی انیشتین در امریکا با قطار در حال مسافرت بوده که مامور قطار برای دیدن بلیت سر می رسد، اما انیشتین هر چه که می گردد بلیت را پیدا نمی کند. مامور که این وضع را می بیند، می گوید: 

"حضرت استاد! کیست که شما را نشناسد و یا شک کند شما بلیت نگرفته اید. نیازی به نشان دادن بلیت نیست". 

و از کوپه او دور می شود. انیشتین سری به نشانه تشکر تکان می دهد.
 مامور بعد از تمام کردن کوپه های دیگر این واگن، نگاهی به عقب می اندازد و متوجه می شود انیشتین همچنان در حال گشتن است. برمی گردد و می گوید: 

"پروفسور انیشتین! گفتم که شما را می شناسم و نیازی به بلیت نیست، چرا باز هم نگرانید؟" 

انیشتین جواب می دهد: 

"این هایی که گفتی خودم هم می دانم، دنبال بلیت هستم ببینم به کجا دارم می روم!!!


@bartarinha



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you treat a sore Achilles tendon?
شنبه 18 شهریور 1396 04:55 ق.ظ
Simply wish to say your article is as astonishing.
The clearness in your post is simply cool and i can assume you are an expert on this subject.
Well with your permission let me to grab your RSS feed to keep
up to date with forthcoming post. Thanks a million and
please carry on the enjoyable work.
Do compression socks help with Achilles tendonitis?
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:52 ب.ظ
Hello, i think that i saw you visited my web site thus i came to “return the favor”.I am attempting to find things to improve my website!I suppose its
ok to use some of your ideas!!
Neil
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:05 ب.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he should also pay a quick visit
this web site on regular basis to obtain updated from most recent
gossip.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------