گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

از صف نانوایی تا سفر خدایی

تاریخ:جمعه 3 دی 1395-06:40 ق.ظ

 

از صف نانوایی تا سفر خدایی

 

توی صف نانوایی جلوتر از من یه آقایی با پسر کنجکاوش ایستاده بودند. 

 پسر کوچولو هی سوال می کرد و باباش هم ، یا جواب می داد  و یا می پیچوند . 

آقا شاطر که می خواست خمیر تازه درست کنه ، آرد رو ریخت توی ماشین 

خمیرگیری و شیر آب رو هم باز کرد روش. همون جوری که  

و آرد رو به هم می زد ، آقا شاطر هم داشت با دست کمک می کرد تا آرد کاملا با آب 

 قاطی بشه و آب داخل  ذرات آرد نفوذ کنه .

پسر کوچولو هم که دقیقا داشت نگاه می کرد، پرسید: 

بابا، آقا شاطر داره چیکار می کنه ؟

باباش گفت :داره خمیر درست می کنه . 

پسرک گفت: خمیر درست می کنه یعنی چی ؟

باباش گفت: داره آرد رو قاطی آب  می کنه تا خیس بشه و تبدیل به خمیر بشه . 

 پسرک گفت: بعدش چی؟

پدر گفت: بعدش خمیر رو تکه تکه می کنن و چونه می گیره و بعد صافش می کنه و می ذاره داخل تنور، زیر حرارت آتش تا پخته بشه.  

پسرهسری تکون داد و گفت: بابا پخته بشه یعنی چی؟  

  باباهه گفت: یعنی این که آقای شاطر خمیر رو داخل تنور زیر حرارت می گذاره تا  آب خمیر گرفته بشه و نون خوشمزه درست بشه . 

پسره کمی فکر کرد و گفت :

 این دیگه چه کاریه بابا جون؟ مگه شاطره  بیکاره ؟ اول آب قاطی آرد می کنه تا خمیر 

درست بشه ،بعدش هم خمیر رو می ذاره توی حرارت تا آبش گرفته بشه . یعنی آبی 

 که خودش قاطی کرده، پس بگیره ؟ 

بابای بیچاره  هم که داشت کلافه می شد ،کمی رفت توی فکر که چه جوری جواب بده ،داشت مِن مِن می کرد که صدایی از ته صف به داداش رسید .

صدا،صدای یه پیر زن نق نقو بود.از اونایی که مدام با خودشون حرف می زنن. با یه  

قیافه ی حق به جانبی می گفت: 

ننه !! این چه وضعشه ،ترافیک و گرانی کمر مردم رو خم کرده آقا ، تازه بازم بدتر میشه با هدف بندی رایانه ها !!!  

دیشب اون اقای کراواتیه توی خود تلویزیون می گفت که گرسنگی و قحطی میاد و 

رژیم سرنگون میشه. یکی نیست به این احمدی نژاد بگه ننه ! تو با این کارهات 

 مملکت رو که هیچ چی ، فلسفه ی خلقت رو هم زیر سوال می بری. 

پیرزنه بعدش گفت: خدایا منو بکش ! جوون مرگم کن !! تا نبینم اوضاع بعد هدف بندی رو !!!  

تا گفت: خدایا منو بکش ، پسره گفت: بابا! آدم بمیره، کجا میره ؟! 

باباش که هنوز گیر سوال قبلی بودف جواب داد: 

انسان که می میره ، اگه آدم خوبی باشه و گناه نکرده باشه یا با توبه از دنیا رفته باشه ، میره پیش خدا .  

پسر گفت: پیش خدا ؟ چه قدر خوب ! 

بعد گفت: بابا ،آدم قبل از این که بیاد توی این دنیا کجا بوده ؟ 

پدرش هم که دید من و چند نفر دیگه هم داریم گوش می دیم، کمی جدی شد  و گفت : انسان قبل از این که بیاد توی این دنیا، پیش خدا بوده.

پسر  بلافاصله گفت: این چه کاریه ؟! خدا مگه بیکار بوده انسان رو که  پیش خدا بوده  

میاره این دنیا ، هزار تا مشکل و امتحان و مصیبت … تازه اگه تونست گناه نکنه و اگه 

هم گناه کرد با توبه از دنیا بره، باز انسان برمی گرده پیش خدا . یعنی برمی گرده  

جایی که قبلا بوده. چرا بابا؟ 

پدره خواست جوابی بده، ولی دیدم داره یواش یواش قاط می زنه که این بار هم آقا شاطره به دادش رسید و گفت: آقا چند تا نون می خواستی ؟ 

اون هم گفت: ۱۵ تا، آقا شاطر، خدا پدرتو بیامرزه راحتم کردی!!! 

پدر و پسر رفتند . و  منم  ذهنم شدیدا مشغول سوال های پسره بود.

به ذهنم می اومد که جایی سوال ها و جواباشونو دیدم کمی که تمرکز کردم، یادم 

اومد اتفاقا مثال پخت نان و خلقت و بازگشت انسان رو توی جزوه فطرت استاد 

بزرگوارمون دیده ام . استاد  مثال آورده بود همون جوری که برای رسیدن نان  به 

خوشمزگی ،بایستی مسیر تکامل و تربیتی آرد ، با قاطی شدن آب و ورز دادن و زیر  

آتش قرار گرفتن و خروج آب اضافه شده  پیموده شود ،  در مورد انسان هم بایستی 

برای درک لذت همنشینی و قرابت خدا مسیر تربیتی و تکامل توسط خود انسان ، با 

آمدن به این دنیا و گرفتاری ها و امتحانات و سوختن های دنیوی و برزخی پیموده  شود.

تا زمانی که انسان این بار به خدا می رسد،  این حس برایش باز شده باشد که لذت  

همنشینی و با خدا بودن رو بفهمد . 

توی این فکرها بودم که آقا شاطر گفت: عاشق کجایی ؟ 

گفتم :با منی؟ !!!  

می خوام برگردم توی مسیر اگه خدا بخواد !!!!

 

منبع:http://kolbetanhaei.mihanblog.com/post/521



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
گلچین مداحی
جمعه 3 دی 1395 10:25 ق.ظ
استاد بزرگوار عالی بود . من را هم به علاقه مندان وبلاگتان اضاف کنید . خسته نباشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------