گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

مردم قدر نشناس

تاریخ:شنبه 6 آذر 1395-09:48 ق.ظ


مردم قدر نشناس 

نمونه کوچکی از زندگی یک ملت!!!
Похожее изображение


شادروان حبیب یغمائی تعریف می کرد:
در دوره رضاشاه کبیر که عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک ( امیر بیرجند ) گفته بود: 

سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. این که بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟ شوکت الملک گفته بود: این ها برق نمی خواهند- این ها محرم می خواهند.! این ها مدرسه نمی خواهند،روضه خوانی می خواهند. کربلا را به این ها بدهید، همه چیز داده اید!!
Картинки по запросу
حبیب یغمائی متعلق به کوره دهی بود به نام " خور " و خیلی به آنجا عشق می ورزید. در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هرکس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد. مهم تر آن که کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود، به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش او را آنجا دفن کنند.
می دانید مردم قدر شناس(!!!) خور با جنازه اش چه کردند؟؟ 

وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن ما به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه " یغمائی " درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش درد های خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند، چه که نکردند ( !!!). 

به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگزار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند. دردناک تر آن که پس از دفن جنازه، فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند، مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.

با تاثر فراوان باید اذعان کرد که میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نشناسی ها بسیار دارد که خود عاملی است بسیار مهم در عقب مانگی ما از کاروان تمدن. کسانی که نمی دانند، تصور می کنند می دانند.

بد ترین نوع بی سوادی، بی سوادی اجتماعی و سیاسی است. نمی دانند که هزینه های زندگی ( قیمت نان-مسکن- دارو و درمان و.... ) همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند. برخی حتی به جهالت اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بیزارند.
" برتولت برشت " می گوید: شهر وندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بد بختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به " سیاست " است.

اگر این متن ارزش خوانده شدن دارد، به نام یک ایرانی با فرهنگ با انتشار آن اجازه دهید آزادانه به زندگی خود ادامه دهد و آموزه ای باشد برای آیندگان.

شعر زیبای روباه و زاغ از سروده های آن مرحوم است.
Картинки по запросу
#کانال_آزادی
 

نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------