گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

نماینده ی دروغگو!!

تاریخ:دوشنبه 1 آذر 1395-08:33 ق.ظ

نماینده ی دروغگو!!


معلم سر كلاس به یكی از شاگردان گفت: 

درس چوپان دروغگو را بخوان.
بچه زد زیر گریه و گفت: نمی توانم آقا معلم!
معلم پرسید: چرا؟
بچه پاسخ داد: آقا! پدرم این صفحه را از كتابم پاره كرده.
معلم بر آشفت و جویا شد: به چه دلیل؟
پسره با لحنی لرزان گفت: آقا معلم!
پدرم چوپان است. از خواندن این درس سخت خشمگین شد و رو به من گفت:
من و پدرم و پدربزرگم و بسیاری از پیامبران، چوپان بودیم و هیچ پیامبری دروغگو نبوده است.
اما یک نفر در ده ما پیدا شد و گفت به من رای بدهید تا برای شما مدرسه بسازم، خانه بهداشت درست كنم، به روستا جاده كشی كنم و برای فرزندانتان شغل ایجاد كنم.
ما هم باور كردیم و به او رای دادیم و آقا شد نماینده مجلس و به هیچ یک از حرف هایش هم عمل نكرد و جواب سلاممان را هم نمی دهد.
به معلمت بگو این صفحه را پاره كردم تا به جای چوپان درغگو، درس جدید:
"نماینده ی دروغگو " را تدریس كند!!



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بی پروا
دوشنبه 1 آذر 1395 12:17 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
محسنی
دوشنبه 1 آذر 1395 09:17 ق.ظ
سر و سامان دهی اقتصاد در صد روز - بی سواد خواندذن منتقدان - اعتبار و عزت بخشی به پاسپورت ایران - برجام حل هم مشکلات - رفع همه تحریم ها - دولت راستگویان ههزاران دروغ دیگر وقتی رئیسجمهوری این چنین دروغگو باشد نماینده اش هم همان می شود که باید بهجای چوپان دروغگو نوشتهشود دولت یازدهم و روحانی و رئیس جمهور دروغگو
آندرو
دوشنبه 1 آذر 1395 08:38 ق.ظ
نماینده هامون که قراره از دغدغه های ما خبر داشته باشند اینن، چه برسه به بقیه ی مسئولین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------