گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

عشششق!

تاریخ:پنجشنبه 20 آبان 1395-09:45 ق.ظ

 عشششق!

 

عشق اول می کند دیوانه ات
تا ز ما و من کند بیگانه ات

عشق چون در سینه ات مأوا کند
عقل را سرگشته و رسوا کند

می‌شوی فارغ ز هر بود و نبود
نیستی در بند اظهار وجود

عشق رامِ مردم اوباش نیست
دام حق ،صیّاد هر قلّاش نیست

در خور مردان بود این خوان غیب
نیست هر دل، لایق احسان غیب

عشق كِی همگام باشد با هوس
پخته كِی با خام گردد همنفس

عشق را با كفر و با ایمان چه كار
عشق را با دوزخ و رضوان چه كار

عشق سازد پاكبازان را شكار
كِی به دام آرد پلید و نابكار

زنده دل‌ها می‌شوند از عشق، مست
مرده دل كی عشق را آرد به دست

عشق را با نیستی سودا بود
تا تو هستی، عشق كی پیدا بود

عشق می‌جوید حریفی سینه چاك
كو ندارد از فنای خویش باك

عشق در بند آورد عقل تو را
تا نماند در دلت چون و چرا

عشق اگر در سینه داری الصّلا
پای نِه در وادی فقر و فنا

عاشق و دیوانه و بی خویش باش
در صف آزادگان درویش باش.

مولانا




نوع مطلب : سروده های حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
شعر زیبا
جمعه 28 آبان 1395 11:08 ب.ظ
مرسییییی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------