گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

یه ترفند جدید کلاه برداری!

تاریخ:یکشنبه 9 آبان 1395-08:15 ق.ظ

 یه ترفند جدید کلاه برداری!

Картинки по запросу
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت:
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبه رو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم، چون زنم مجبورم کرد ببرمش اون جا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید، خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم: 

این امانتی مال شماس! 

گفت :حامد پسرم تویی؟
گفتم : نه مادر! 

دیدم دوباره گفت: حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن می دونستم منو تنها نمی ذاری!
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که: دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت: شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره، دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید!
حالا از من هی غلط کردم و این که من پسرش نیستم، ولی دیگه باور نمی کردن!
آخر چک رو نوشتم، دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم، تا منو دید گفت: 

دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!!

#پستچی
@Postchii



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------