گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

آن ها دنبال چی می‌گردند؟

تاریخ:یکشنبه 25 مهر 1395-09:13 ق.ظ

آن ها دنبال چی می‌گردند؟


#طنز

یکی از کامپیوترهای اصلی دچار مشکل شده بود و رئیس مجبور شد با منزل کارمندش تماس بگیره. کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»
رییس پرسید: «بابا خونس؟»
صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»
ـ می‌تونم با او صحبت کنم؟
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»
رییس که خیلی متعجب شده بود و می‌خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»
ـ بله
ـ می‌تونم با او صحبت کنم؟
دوباره صدای کوچک گفت: «نه»
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد، پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»!
رییس که حسابی گیج شده بود، پرسید: «آیا می‌تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشانه.» و اضافه کرد: «گروه تجسّس هم الان رسید»!
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آن ها دنبال چی می‌گردند؟»
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من»!!


نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
امیر بهادر
یکشنبه 25 مهر 1395 09:30 ق.ظ
با سلام

وبلاگ خوب و قشنگی دارید

موفق باشید
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------