گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

جلوه ای از هنر کمال الملک در غرب

تاریخ:پنجشنبه 22 مهر 1395-08:40 ق.ظ

جلوه ای از هنر کمال الملک در غرب

Картинки по запросу

کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبک های نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد. 

زمانی که در پاریس بود، فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.  

  یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد. در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که  این مبلغ اضافی به عنوان انعام به گارسون می رسید.

اما کمال الملک پولی در بساط نداشت؛ بنابراین پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی که وسایل نقاشی اش در آن بود، مدادی برداشت و پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد.
 گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید، دست برد که آن را بردارد، ولی متوجه شد که پولی در کار نیست و تنها یک نقاشی است! 

بلافاصله با عصبانیت دنبال کمال الملک دوید، یقه او را گرفت و شروع به داد و فریاد کرد. صاحب رستوران جلو آمد و جریان را پرسید.

گارسون بشقاب را به او نشان داد و گفت: 

این مرد یک دزد و شیّاد است؛ به جای پول عکس اش را داخل بشقاب کشیده! 

صاحب رستوران که مردی هنر شناس بود، دست در جیب برد و مبلغی پول به کمال الملک داد.   بعد به گارسون گفت: 

رهایش کن برود! این بشقاب خیلی بیشتر از یک پرس غذا ارزش دارد!


نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------