گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

خاطره 15سال قبل یک وکیل

تاریخ:شنبه 27 شهریور 1395-05:51 ق.ظ

خبر آنلاین.

خاطره 15سال قبل یک وکیل : 


به مرتضوی گفتم بالاخره روزی خودم وکیلت خواهم شد!!!

Картинки по запросу

جامعه  قضایی -
نعمت احمدی حقوقدان و وکیل دادگستری در روزنامه شرق خاطره ای از سعید مرتضوی منتشر کرد.

وی نوشت :
آخر سال ٨١ پدرم به رحمت خدا رفت. نوروز آن سال در کرمان بودم. بعد از برگشت به تهران به دستور آقای مرتضوی جلب شدم. دعوت‌نامه‌ای به من نرسیده بود. ظاهرا ابلاغ قانونی کرده بودند و دستور جلب از سوی ریاست شعبه ١٤١٠ صادر شده بود. شاکی خودساخته‌ای برایم جفت‌وجور کردند و با این که کارمند دولت نبودم، شکایت نزد آقای مرتضوی در مجتمع کارکنان دولت طرح شده بود. به این مسئله اعتراض کردم و ادعا شد صلاحیت دادگاه عام است. قرار وثیقه‌ای برایم صادر شد و با تأسف، قرار را نپذیرفتند و او من را روانه زندان کرد.
بگذریم که بازداشتم چه حواشی‌ای داشت. زمان اعزام به زندان خطاب به آقای مرتضوی گفتم:
«مِن غیرحق»، شکایتی علیه من ترتیب دادید و حالا هم با وجود این که وثیقه‌ام آماده است، حاضر به قبول آن نیستید و من را روانه زندان می‌کنید. اما آن‌قدر مردانگی دارم وقتی تو را محاکمه می‌کنند، مجانی وکالتت را برعهده بگیرم.
با زهرخندی گفت:
چه کسی من را محاکمه خواهد کرد؟

حالا آن روز است. دو، سه سالی است مرد خبرساز دهه ٧٠ و ٨٠ که خبرساز پرونده‌های قضائی بود، خود به خبر اول رسانه‌ها تبدیل شده است. هرچند بعد از تحت تعقیب قرارگرفتن، من را به‌عنوان وکیل انتخاب نکرد.



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------