گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود / حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

مقدمتان گل باران!

تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1395-03:21 ق.ظ


 

                          مقدمتان گل باران! 

 

                    گاهی نمی توان به كتابی بیان نمود  

                    حرفی كه یك حكایت كوتاه می زند

تعداد علاقه مندان این وبسایت از مرز یک میلیون و 600 هزار نفر گذشت!

 اقبال روشنگرانه شما را ارج می نهیم و  همچنان چشم به راه نقدهای سازنده و رهنمودهای ارزنده شما هستیم. 
 

کانال رسمی تلگرام گاه گویه های مطهر

 https://t.me/amotahar


                                                    شفیعی مطهر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا چه کار می کند؟

تاریخ:چهارشنبه 11 مهر 1397-10:04 ق.ظ

خدا چه کار می کند؟


سلطان به وزیر گفت ۳ سوال می کنم. فردا اگر جواب دادی، هستی وگرنه عزل می شوی.

سوال اول: خدا چه می خورد؟
سوال دوم: خدا چه می پوشد؟
سوال سوم: خدا چه کار می کند؟

وزیر از این که جواب سوال ها را نمی دانست ناراحت بود.
غلامی دانا و زیرک داشت.
وزیر به غلام گفت: سلطان ۳ سوال کرده، اگر جواب ندهم، برکنار می شوم.
این که :خدا چه می خورد؟ چه می پوشد؟ چه کار می کند؟

غلام گفت: هر سه را می دانم، اما دو جواب را الان می گویم و سومی را فردا...!
اما خدا چه می خورد؟ خدا غم بنده هایش را می خورد.
این که چه می پوشد؟ خدا عیب های بنده های خود را می پوشد.
اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.

فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند.

وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت: 

درست است، ولی بگو جواب ها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟
وزیر گفت: این غلام من انسان فهمیده ای است. جواب ها را او داد.
گفت: پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده! 

غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.

بعد وزیر به غلام گفت: جواب سوال سوم چه شد؟ 

غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار می کند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر می کند و وزیر را غلام می کند.



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک #معلم و یک درس واقعی برای همه ما

تاریخ:سه شنبه 10 مهر 1397-05:19 ق.ظ




نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از کجا به کجا رسیدیم؟

تاریخ:دوشنبه 9 مهر 1397-10:03 ق.ظ


از کجا به کجا رسیدیم؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاجعه‌ «جهل مقدس»

تاریخ:دوشنبه 9 مهر 1397-06:19 ق.ظ


فاجعه‌ «جهل مقدس»

سیدمصطفی محقق داماد



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

#رشوه

تاریخ:یکشنبه 8 مهر 1397-06:46 ق.ظ


این حکایت عالیه

نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اهل مالیدن!

تاریخ:شنبه 7 مهر 1397-08:19 ق.ظ

 اهل مالیدن!

 

برد نانوایی شکایت بر وزیر
کای وزیر کاردان بی نظیر
همسرم رنجور و من درمانده ام
ناتوان از خرج درمان، بنده ام
خرج فیزی یو تراپی ی زنم
در توانم نیست، چون باید کنم؟
گفت ای شاطر! چرا داری ملال
چون خمیر نان خودت او را بمال!
چون که آن نانوا شنید این حرف مفت
دست از جان شست و با دکتر بگفت:
گر که بودم اهل مالیدن حقیر
من هم اکنون چون شما بودم وزیر...



نوع مطلب : طنزهای حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهت را نگاه کن!

تاریخ:شنبه 7 مهر 1397-05:31 ق.ظ




نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در کویرِ زندگی مُردیم!

تاریخ:جمعه 6 مهر 1397-06:22 ق.ظ

 در  کویرِ  زندگی  مُردیم! 

 

حالِ ما  از روز اول هم  پریشان بود، نه؟
روحمان آبستنِ یک درد پنهان بود، نه؟

از  هجوم  بادهایِ  هرزه یِ  این  روزگار
آنچه باقی ماند،بغضی از زمستان بود،نه؟

هرچه ما را می کُشند و هرچه از ما کم شده
باعثِ   فریادهایِ   در  خیابان   بود، نه؟

باز  این  گرگی  که دارد گله ها را می درد
شک ندارم پیش از این ها یارِ چوپان بود،نه؟

با  تبرها  آشنایم،  دست  خون  آلودشان...
ظاهراً از قوم و خویش این درختان بود،نه؟

جنگ با یک  دشمن  فرضی برای آخرت...
احتمالا  از  تَوَهم هایِ   سلطان   بود، نه؟

این همه افسردگی، عقده، تجاوز، خودکشی...
تازه  این ها  نیمه یِ  خالیِ  لیوان  بود،  نه؟

در  کویرِ  زندگی  مُردیم  و  باران  هم نزد
سهمِ  ما  از روز  اول  هم  بیایان بود، نه؟

#امیر_اخوان



نوع مطلب : سروده های حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رقابت در شعور و معرفت و شخصیت

تاریخ:یکشنبه 1 مهر 1397-04:24 ق.ظ

  رقابت در شعور و معرفت و شخصیت



نوع مطلب : حكایات حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیست سؤالی!

تاریخ:شنبه 31 شهریور 1397-09:43 ق.ظ


بیست سؤالی!

نان گران است؟ ما نمی‌دانیم
نرخِ جان است؟ ما نمی‌دانیم

گُردهٔ ما برای بعضی ها
نردبان است؟ ما نمی‌دانیم

سهمِ ملت فقط از این سُفره
استخوان است؟ ما نمی دانیم

در خبر گفت : "میم-الف" دزد است
چیستان است؟ ما نمی دانیم

گوسفندی که دکترا دارد
نکته دان است؟ ما نمی دانیم

شهرِ هِرْت است و دزد، همدستِ
پاسبان است؟ ما نمی‌دانیم

مش حسن از اداره ی گاوش
ناتوان است؟ ما نمی دانیم

راهزن ها شبیهِ هم‌ هستند
این همان است؟ ما نمی دانیم

هر بلایی  که می شود نازل
امتحان است؟ ما نمی‌دانیم

رُتبهٔ ما از انتها سوم
در جهان است؟ ما نمی‌دانیم

پای چیزی به جز منافعِ ما
در میان است؟ ما نمی‌دانیم

شاعرِ شعرِ فوق بعد از این
در امان است؟ ما نمی دانیم!

✍️شروین سلیمانی



نوع مطلب : سروده های حكیمانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :370
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
-----------------------------------------

.

---------------------------------